دادند ) « 1 » . . .
از اين روايت دو چيز استفاده مىشود :
اوّلا ؛ قبل از اسلام ختان المرأة بوده است .
ثانيا ، پيامبر نه امر كرده به ادامه و نه فرموده حرام است ، فقط فرمود حلال است كه از آن استحباب استفاده نمىشود .
روايت ديگر را قطب راوندى در لبّ اللباب آورده است :
* . . . و لم يبايع النبى صلّى اللّه عليه و آله احدا من النساء الّا مختونة « 2 » . . . .
كسانى كه مسلمان شدند همه قبل از اسلام مختونه بودند ، به عبارت ديگر اين معناى رايج بود و پيامبر دستور نداد و هم در رجال و هم در نساء معمول بوده است و حتّى در زمان ابراهيم عليه السّلام هم بوده است .
65 - ادامهء مسئلهء 17 6 / 11 / 83
روايات عدم استحباب ختان :
چهار روايت داريم كه از آن عدم استحباب استفاده مىشود .
* . . . عن أبى بصير يعنى المرادى ( ثقه و سند صحيح است ) قال : سألت أبا جعفر عليه السّلام عن الجارية تسبى من أرض الشرك فتسلم فيطلب لها من يخفضها ( ختنه كند ) فلا يقدر على امرأة فقال : أمّا السنّة فالختان على الرجال و ليس على النساء . « 3 »
آيا واجب نيست يا مستحب هم نيست ؟ ظاهرش اين است كه نه واجب است و نه مستحب ، بلكه مباح است ، پس از اين تعبير نفى وجوب و استحباب مىفهميم ، چون اگر مستحب بود حضرت مىفرمود بگرديد و كسى را پيدا كنيد ، ولى چنين نفرمود .
* . . . عن عبد اللّه بن سنان ، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال : ختان الغلام من السنّة و خفض الجارية ليس من السنّة ( عام است ، يعنى نه سنّت وجوبى است و نه استحبابى ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حكمى به عنوان ختان النساء نياورده است ) . « 4 »
* . . . عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال : خفض النساء مكرمة و ليس من السنّة و لا شيئا واجبا ( نه واجب است و نه مستحب بلكه امرى مباح و مكرمت عرفى است و ظاهر مكرمت اين است كه سبب شخصيّت مرئه است و در زندگى او تأثير دارد ، پس به معناى احترام و بزرگداشت و موجب زيبايى مرئه مىشود ) و أىّ شيء أفضل من المكرمة . « 5 »
* . . . عن معاوية بن عمّار ، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام فى قول سارة ( همسر حضرت ابراهيم عليه السّلام ) اللّهم لا تؤاخذنى بما صنعت بهاجر ، إنّها كانت خفضتها لتخرج من يمينها بذلك . « 6 »
از روايات استفاده مىشود كه ساره عصبانى شد و گفت : من سر هاجر را مىبرم و براى اين كه قسم ادا شود كارى كرد كه ضررى به هاجر نرسد ؛ حال اگر اين كار مباح ، يا مستحبّ بود ، چرا از خداوند تقاضاى عفو مىكند ؟
در جواب بايد گفت :
اوّلا ؛ اين قسم باطل بوده و براى اداى قسم خفض كرده است .
ثانيا ؛ اگر مستحب است نبايد ساره استغفار كند .
اللّهمّ إلّا أن يقال ، اين كار بر خلاف رضايت هاجر بوده است .
از حديث عدم مطلوبيّت استفاده مىشود چون اگر امر مستحبّى بود چرا هاجر راضى نباشد ؛ شايد به خاطر اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام راضى نبوده است .
در روايت آمده است كه اوّلين نفرى كه خفض كرد ساره بود كه بعد از انجام آن پشيمان شد .
نتيجه : از اين روايات استفاده مىشود كه نمىتوان ختان مرئه را مستحب دانست .
در مقابل ، روايات متعدّدى داريم كه دلالت بر استحباب مىكند كه نمونههايى از آن را ذكر مىكنيم . روايات مىگويد ختان مرئه مكرمت است :
* . . . عن عبد اللّه بن سنان ( روايت مرسله و ضعيف است ) عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال الختان سنّة فى الرجال و مكرمة فى النساء . « 7 »
* . . . عن الفضل بن شاذان ( سند ظاهرا خوب است ) عن الرضا عليه السّلام انّه كتب إلى المأمون : و الختان سنّة واجب للرجال و مكرمة للنساء . « 8 »
روايات متعدّدى هم در مستدرك و بعضى از كتب اهل سنّت وجود دارد كه ختان مرئه را مكرمت مىدانند .
عمدهء دليل همين روايات است .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 12 ، ح 1 ، باب 18 از ابواب ما يكتسب به .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ح 4 ، باب 42 از ابواب احكام الاولاد .
( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ح 1 ، باب 56 از ابواب احكام الاولاد .
( 4 ) . ح 2 ، باب 56 از ابواب احكام الاولاد .
( 5 ) . ح 3 ، باب 56 از ابواب احكام الاولاد .
( 6 ) . ح 3 ، باب 58 از ابواب احكام الاولاد .
( 7 ) . ح 1 ، باب 58 از ابواب احكام الاولاد .
( 8 ) . ح 9 ، باب 52 از ابواب احكام الاولاد .