المرأة » به چه معنا است ؟
تنصيف مهر در صورت موت رجل ، روايات مخالف ( تمام مهر ) دارد ولى در موت مرئه يك روايت هم ندارد كه مهر كامل داده شود ، پس تنصيف در موت مرئه اقوى و اشدّ قوة است .
2 - « و الاحوط الأولى التصالح خصوصا فى موت الرجل » به چه معناست ؟
احتياط مستحبى اين است كه تصالح كنند به اين معنا كه نصف مهر به زوجه داده شود و روى نصف دوّم ، ورثهء ميّت با طرف ديگر مصالحه كنند ؛ حال امام مىفرمايد : مصالحه كنند ، خصوصا در صورت موت زوج ، چون در زوج احتمال تمام مهر قوىتر است ، وقتى قوىتر شد ، مصالحه احتياطش قوىتر است ، ولى در موت زوجه احتمال تمام مهر ضعيفتر است ( چون در موت زوجه روايات كلّ نداشتيم ) .
توجّه : در صورت مصالحه بايد توجّه كنند كه پاى صغير در ميان نباشد و مصالحه بر سهم صغير نكنند ، بلكه سهم او را بايد تمام و كمال بدهند و مصالحه بين كبار واقع شود .
نكته : تحرير الوسيله در اصل « وسيلة النجاة » آقا سيد ابو الحسن اصفهانى ( ره ) است كه عدّهاى بر آن حاشيه زدهاند و مرحوم امام هم تغييرات زيادى در آن ايجاد كرده و به نام « تحرير الوسيله » ناميدهاند و چه خوب بود كه اسم مرحوم آية اللّه اصفهانى را در تحرير الوسيله مىنوشتند . عبارت وسيلة النجاة اين گونه است كه مرحوم امام يك قسمت آن را حذف كردهاند :
إذا مات أحد الزوجين قبل الدخول فالمشهور استحقاق المرأة تمام المهر ، خود ايشان قائل به نصف هستند ولى مذهب مشهور را ذكر كردهاند كه در تحرير حذف شده و خوب بود ذكر مىشد .
مسألة 15 : تملك المرأة الصداق بنفس العقد
و تستقرّ ملكيّة تمامه بالدخول ( به مجرّد عقد مالك تمام مهر شده ولى نصف آن متزلزل است و ممكن است با طلاق نصف آن از بين برود ولى با دخول مستقر مىشود ) فان طلّقها قبله عاد إليه النصف و بقى لها النصف فلها التصرّف فيه بعد العقد بأنواعه و بعد ما طلّقها قبل الدخول كان له نصف ما وقع عليه العقد و لا يستحقّ ( زوج ) من النّماء السابق ( سابق بر طلاق ) المنفصل ( نماء منفصل مثل بچههاى گوسفند يا ميوههاى باغ ) شيئا ( چون تا قبل از طلاق ، مالك كل بوده و طلاق منصّف است ، پس مالك نماءات منفصل مىشود ) .
عنوان مسأله :
آيا زن به مجرّد عقد تمام مهر را مالك مىشود يا نصف آن را و نصف ديگر را به سبب دخول مالك مىشود ؟
مسأله داراى دو فرع است :
1 - آيا زوجه به مجرّد عقد مالك تمام مهر مىشود يا نصف آن ؟
2 - آيا نماءات منفصله براى زوجه است ؟
قبل از ورود به شرح مسأله ذكر اين نكته لازم است كه منافع عين سه گونه است :
1 - تصرّفاتى كه نماء نيست ، مثل اين كه در خانه مىنشيند و يا مركب را سوار مىشود و يا لباس را مىپوشد و يا زينت را به تن مىكند .
2 - نماءات متّصله ، مثل اين كه درخت بزرگ مىشود و يا گوسفند چاق مىشود .
3 - نماءات منفصله ، مثل پشم ، بچه ، شير ، ميوه . . .
مرحوم امام دو مورد را ذكر كرده و نماءات متّصله را نفرمودهاند كه در كتب فقهى محلّ بحث است و بايد مورد توجّه قرار گيرد .
فرع اوّل : آيا مرئه به مجرّد عقد مالك تمام مهر مىشود يا نصف آن ؟
اقوال :
مشهور و معروف اين است كه زوجه به مجرّد عقد مالك تمام مهر مىشود و به تعبير صاحب جواهر شهرت عظيمه بر آن قائم است . علاوه بر صاحب جواهر بزرگانى مانند ، صاحب حدائق « 1 » ، صاحب مسالك « 2 » ، مرحوم كاشف اللثام « 3 » هم قائلند كه مشهور اين است كه مرئه به مجرّد عقد ، مالك تمام مهر مىشود .
صاحب جواهر بعد از ادّعاى شهرت مىفرمايد :
بل عن الحلّى نفى الخلاف فيه ، ولى مسأله يك مخالف مشهور دارد . صاحب جواهر كلام ابن جنيد را تأويل برده و مىفرمايد منظور ايشان اين است كه استقرار مهر به دخول است ، پس مالكيّت متزلزل را ابن جنيد هم قبول دارد . بنا بر اين مسأله اجماعى است و مخالفى در آن نيست .
هامش
( 1 ) . ج 24 ، ص 545 .
( 2 ) . ج 8 ، ص 258 .
( 3 ) . ج 7 ، ص 446 .