تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
أمهرها أباها و قيمة أبيها خمس مائة درهم على أن تعطيه ألف درهم ثمّ طلّقها قبل أن يدخل بها قال : ليس عليها شيء . « 1 » اين روايت هم به همان مضمون روايت قبل است و تعارضى با روايات سابق ندارد . شاهدى هم از خود اين روايت بر جوابى كه داديم داريم كه روايت سوّم همين باب است . در جايى كه أمه‌اى يا غلامى را مهر قرار دهند و قيمت هم قيمت واقعى باشد ، وقتى كه قبل از دخول طلاق دهد ، زن بايد نصف قيمت عبد يا أمه را برگرداند . * . . . عن السكونى ، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام فى الرجل يعتق أمته فيجعل عتقها مهرها ثم يطلقها قبل أن يدخل بها قال : تردّ عليه نصف قيمتها تستسعى فيها « 2 » . اين روايت شاهد است بر اين كه بايد نصف مهر برگردد و دو روايت ديگر خصوصيّتى داشت كه بيان كرديم .

لوازم مسأله :

تا اينجا بحث در اصل مسأله بود و امّا اكنون لوازم مسأله را كه مرحوم امام در پنج صورت ذكر كردند بيان مىكنيم :

صورت اوّل : مهريّه در ذمّهء زوج بوده و پس از طلاق قبل از زفاف نصف مىشود

و حكم آن ابراء ذمّه از نصف است يعنى بدهكارى زوج نصف مىشود .

صورت دوّم : مهريّه عين و در دست زوج است و هنوز به زوجه تحويل نداده است ،

در اينجا هم بايد نصف عين را بپردازد ، البتّه اگر قابليّت تنصيف دارد مثل اين كه چند حيوان را مهر قرار دهند و اگر قابليّت تنصيف ندارد ( مثل خانه ) مشاع مىشود .

صورت سوّم : مهريّه عين است و زوج به زوجه داده

و عين در نزد زوجه موجود است ، زوجه در اين صورت اگر قابل تنصيف است بايد نصف آن را برگرداند و اگر قابل تنصيف نباشد ، مشاع مىشود و زوجه و زوج شريك مىشوند . حكم در نماء چيست ؟ بحث آن بعدا خواهد آمد و بايد ببينيم كه آيا به مجرّد عقد ، زن تمام مهر را مالك مىشود يا نصف آن را .

صورت چهارم : مهريّه عين بوده و به زوجه پرداخت كرده ولى زوجه تلف كرده است

و يا با بيع لازم آن را منتقل كرده است ، در اينجا دو حالت دارد : گاهى مثلى است كه مثل آن را به زوج مىدهد و گاهى قيمى است كه بايد نصف قيمت آن را به قيمت روز به زوج برگرداند .

صورت پنجم : مهريّه عين است و به زوجه تحويل داده است

و زوجه آن را به بيع غير لازم و يا هبهء جايز منتقل كرده و عين هم موجود است ، در اينجا آيا بايد اعمال خيار كند و بعد نصف آن را برگرداند ؟ بعضى معتقدند كه لازم است اعمال خيار كند و دو مرتبه مالك شود و نصف آن را به زوج برگرداند و بعضى معتقدند كه دليلى نداريم كه دوباره بايد مالك شود ، چون الان موجود نيست و در حكم تلف است كه بايد مثل يا قيمت آن را بدهد و دليلى بر وجوب اعمال خيار و احياى تالف نداريم . قلنا : حق با كسانى است كه قائلند بايد اعمال خيار كند و عين را برگرداند ، زيرا عدول به مثل و قيمت به خاطر عدم قدرت بر عين است و اين شخص قدرت بر ردّ عين دارد و لو به اعمال خيار باشد . 48 - مسئلهء 14 ( موت أحد الزوجين ) 9 / 10 / 83

مسألة 14 : لو مات أحد الزوجين قبل الدخول فالأقوى تنصيف المهر

كالطلاق خصوصا فى موت المرأة و الأحوط الأولى التصالح ( احتياط مستحبّى آن است كه در نيمهء ديگر مهر مصالحه كنند ) خصوصا فى موت الرجل ( تصالح در صورت موت رجل قوىتر است ، چون زن آمادهء زندگى است و حادثه بر مرد واقع شده است ) .

عنوان مسأله :

اين مسأله يك بحث مبتلا به است كه ما آن را در دو فرع بيان مىكنيم : فرع اوّل : موت زوج ، فرع دوّم : موت زوجه .

فرع اوّل : موت زوج

اگر بعد از عقد و قبل از دخول ، زوج فوت كند تكليف چيست ؟

اقوال :

بر خلاف آنچه مرحوم امام اقوا دانسته‌اند ، شهرت قوى بر
هامش
( 1 ) . ح 2 ، باب 53 از ابواب مهور . ( 2 ) . ح 3 ، باب 53 از ابواب مهور .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 60 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي