تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ »
. « 1 » مطابق آيه اين از خصائص النبى است ، البتّه اگر چه به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله اجازه داده شد ولى از نظر تاريخى معلوم نيست كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از آن استفاده كرده باشد . حال كه شرط فاسد است ، آيا اين فساد به عقد هم سرايت مىكند ؟ اقوال : مشهور و معروف فساد عقد است . مرحوم صاحب رياض مىفرمايد : أمّا لو صرّح بنفيه ( مهر ) فى الحال و المآل على وجه يشمل ما بعد الدخول فسد العقد على الأشهر لمنافاته مقتضاه ( مقتضاى نكاح اين است كه مهر داشته باشد ) « 2 » . در ادامه صاحب رياض اشكالى دارد و قول غير مشهور ( عدم فساد ) را تقويت مىكند . مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد : لا خلاف و لا إشكال فى فساد الشرط بل المعروف فساد العقد ايضا . « 3 » در ادامه صاحب جواهر مىفرمايد : مرحوم شيخ طوسى قائل به صحّت عقد شده است ولى كلام شيخ دلالت بر صحّت عقد نمىكند . مرحوم شهيد ثانى در مسالك مىفرمايد احتمال فساد قوى است و مذهب مشهور را تقويت مىكند : لو صرّح بنفيه ( مهر ) فى الحال و المآل على وجه يشمل ما بعد الدخول فسد العقد فى قول قوى لمنافاته مقتضاه . « 4 » جمع‌بندى : شهرت بر فساد است و بعضى از جمله مرحوم امام قائل به صحّت عقد شده‌اند .

ادلّه :

مسأله دو دليل عمده دارد :

1 - مخالفت با مقتضاى عقد :

اين شرط ( بلا مهر ) مخالف مقتضاى عقد است ، به عبارت ديگر معناى اين سخن اين است كه دو انشاى متناقض داريم ، ماهيّت « زوّجتك نفسى » مع المهر است ، چون در مفهوم نكاح اين معناى آمده است ، بعد كه « بلا مهر » مىگويد اين تناقض در انشا است و اين كه مىگويند شرط مخالف مقتضاى عقد باطل است به اين دليل است كه به تناقض در انشا برمىگردد ، علاوه بر اين حساب مهر از ساير شرايط فاسد جداست و ما در ساير شرايط فاسد قائل به فساد عقد نيستيم ، ولى شرط عدم مهر مثل بعتك بلا ثمن است زيرا بعتك يعنى معاوضه و بلا ثمن يعنى لا معاوضه و اين تناقض در انشا است . إن قلت : معروف و مشهور اين است كه شرط فاسد مفسد نيست و استثنا هم نزده‌اند ، پس اين شرط فاسد نبايد مفسد باشد . قلنا : در جايى كه فساد شرط به خاطر مخالفت با مقتضاى عقد باشد قبول نداريم كه شرط فاسد مفسد نيست و مشهور هم معلوم نيست قبول داشته باشند پس در ما نحن فيه فساد شرط موجب فساد عقد مىشود چون تناقض در انشاست . كسانى كه مىگويند شرط فاسد مفسد نيست ، معتقدند كه عند العقلاء شرط و مشروط از قبيل تعدّد مطلوب است كه اگر يكى فاسد شد به ديگرى سرايت نمىكند ولى در شرط مخالف مقتضاى عقد اين حرف درست نيست و تعدّد مطلوب معنا ندارد . 22 - ادامهء مسألهء 4 1 / 9 / 83

2 - روايات :

روايات متعدّدى داريم كه صاحب جواهر هم به بعضى از آنها استدلال كرده‌اند . مرحوم صاحب وسائل عنوان باب را « عدم انعقاد نكاح بلفظ الهبة » قرار داده و تحت اين عنوان نه روايت نقل كرده است كه در بين آنها روايات صحيحه هم وجود دارد . * . . . عن الحلبى قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن المرأة تهب نفسها للرجل ينكحها به غير مهر فقال : إنّما كان هذا للنبي صلّى اللّه عليه و آله فأمّا لغيره فلا يصلح هذا حتّى يعوّضها شيئا يقدّم إليها قبل أن يدخل بها قلّ أو كثر . . . « 5 » اين روايت كه مىفرمايد « فلا يصلح هذا » ظاهرش اين است كه نكاح درست نيست ولى بعضى گفته‌اند كه ظاهرش اين است كه شرط فاسد است . * . . . عن أبى الصباح الكنانى ، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال : لا تحلّ
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب ، آيهء 50 . ( 2 ) . ج 7 ، ص 145 . ( 3 ) . ج 31 ، ص 49 - 50 . ( 4 ) . ج 8 ، ص 202 . ( 5 ) . ح 1 ، باب 2 از ابواب عقد نكاح .