شده و مفوّضه يعنى خودش تفويض كرده است ) .
عنوان مسأله :
ذكر مهر در عقد موقّت شرط است ولى در عقد دائم شرط نيست . گاهى ممكن است كه بعضى از اين امر تعجّب كنند كه چگونه ذكر مهر در عقد موقّت شرط است ولى در عقد دائم شرط نيست ولى نكتهاش معلوم است ، زيرا عقد موقّت وقتش محدود است و ممكن است يك روزه يا بيشتر باشد بنا بر اين اجرت بايد متناسب با همان مدّت باشد ، به همين جهت در حال تغيير است و بايد معيّن شود ولى عقد دائم مدّتش معمولا تا پايان عمر است و مهر آن ، مهر المسمّى است كه معيّن است .
اين مسأله داراى دو فرع است كه مرحوم امام ( ره ) اين دو را با هم ذكر كردهاند :
فرع اوّل : عدم ذكر مهر در متن عقد .
فرع دوّم : تصريح به عدم مهر در متن عقد « زوّجتك بلا مهر » اين جاى گفتگو دارد .
فرع اوّل : عدم ذكر مهر در متن عقد
اگر مهر در عقد دائم ذكر نشود عقد صحيح است و اين كه در صورت عدم ذكر مهر چه چيزى به عنوان مهر ثابت است بحثى است كه در مسئلهء پنجم خواهد آمد .
ادلّهء فرع اوّل :
مسأله داراى دلايل متعدّدى است
1 - اجماع :
اجماعى است كه عقد بدون مهر صحيح است كه البتّه اجماع مدركى است .
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد :
لا خلاف فى أنّ ذكر المهر ليس شرطا فى صحّة العقد بل الاجماع بقسميه ( محصّل و منقول ) عليه . « 1 »
2 - آيهء : لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً
« 2 » .
آيه مىفرمايد : اشكالى ندارد اگر زنها را طلاق دهيد قبل از آن كه آنها را مس كنيد و قبل از آن كه مهرى قرار دهيد . آيه ظاهر بلكه صريح است كه عقد بدون مهر صحيح است و لو در مقام بيان حكم ديگرى است و تكليف بعد از طلاق را بيان مىكند ولى مسلّم گرفته است كه عقد بدون مهر داريم .
بعضى از محشّين
« لا جُناحَ »
را به آيهء 24 سورهء نساء تفسير كردهاند در حالى كه ربطى به عقد بدون مهر ندارد .
پس مطابق آيه در صورتى كه عقدى خوانده شده و مهر تعيين نشده ، صحّت چنين عقدى مسلّم است .
3 - عقد ازدواج معاوضه نيست :
در معاوضه ذكر عوضين از اركان است ولى در عقد نكاح زوج و زوجه ركن عقد هستند و معاوضهاى بين مهر و بضع نيست بلكه مهريّه شبيه شرط است و اگر نباشد نكاح باطل نمىشود ، پس على القاعده ذكر مهر لازم نيست .
4 - روايات :
الف ) رواياتى كه تصريح دارد اگر عقد بدون مهر بود و دخول صورت گرفت مهر المثل ثابت و عقد صحيح است . در باب دوازده سه روايت است كه در مقام بيان حكم ديگرى است ولى دلالت بر مقصود ما دارد ، كه از باب نمونه يك حديث را بيان مىكنيم :
* عن الحلبى قال : سألته ( حلبى از غير امام سؤال نمىكند ) عن الرجل يتزوّج امرأة فدخل بها و لم يفرض لها مهرا ثم طلّقها فقال لها مهر مثل مهور نساءها و يمتّعها ( بر فرض كه دخول نباشد ، هديه دهد و اگر دخول شود مهر المثل دهد ) . « 3 »
در روايت سؤال از مهر المثل است ، ولى مسلّم است كه بدون مهر ، ازدواج صحيح است .
حديث دوّم و سوّم هم همين است .
ب ) رواياتى كه « 4 » دلالت مىكند اگر شوهر قبل از دخول بميرد در صورتى كه مهر المسمّى هست ، نصف مهر ثابت است و اگر مهر المسمّى نباشد چيزى براى زن نيست و معناى آن اين است كه عقد صحيح است .
21 - ادامهء مسألهء 4 30 / 8 / 83
فرع دوّم : تصريح به عدم مهر در متن عقد
آيا چنين عقدى صحيح است ؟ اين كه « بلا مهر » مىگويد قطعا فاسد است چون در اين صورت هبة البضع و هبة النفس است و آيه صريحا مىفرمايد :
وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها
هامش
( 1 ) . ج 31 ، ص 49 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 236 .
( 3 ) . ح 1 ، باب 12 از ابواب مهور .
( 4 ) . ح 4 ، 7 ، 8 ، 11 ، 20 ، 21 ، 22 ، باب 58 از ابواب مهور .