تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مىگويد ثقة لا بأس به و لا شك فيه ) قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : مهر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نسائه اثنتى عشر أوقية و نشّا و الأوقية أربعون درهما و النّش نصف الأوقية و هو عشرون درهما . « 1 » اگر بخواهيم به مقتضاى آيهء
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
« 2 » به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اقتدا كنيم ما هم بايد همين روش را ادامه دهيم . * و عن على بن إبراهيم ، عن أبيه ( ظاهرا مرسله است ) عن حمّاد بن عيسى ، عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال : سمعته يقول : قال أبى : ما زوّج رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شيئا من بناته و لا تزوّج شيئا من نسائه على أكثر من اثنتى عشر أوقية و نشّ ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين كار را نكرد ، معنايش اين است كه شما همچنين نكنيد ) . . . « 3 » * . . . عن أبى العبّاس ( بيش از صد روايت در كتب ما دارد ولى اين شخص جاعل است ) قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن الصداق أله وقت ( وقت به معناى اندازه است ) ؟ قال : لا ، ثم قال : كان صداق النبى صلّى اللّه عليه و آله اثنتى عشر أوقيّة و نشّأ ( مستحبّ است و واجب نيست كه از مهر السنّة تجاوز نشود ) . « 4 » 10 - ادامهء مسئلهء 1 1 / 7 / 83 اندازهء مهر السنه پانصد درهم ( 250 مثقال نقره ) است و اگر هر مثقال هزار تومان باشد مبلغ مهر دويست و پنجاه هزار تومان مىشود و گفته شد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بيش از اين مقدار مهر قرار نداد ، نه براى همسرانش و نه براى دخترانش . حديث بعد تاريخچهء معنوى جالبى براى اندازهء مهر السنّة ( پانصد درهم ) بيان مىكند : * . . . عن الحسين بن خالد ( سند معتبر نيست و به عنوان مؤيّد خوب است ) قال : سألت أبا الحسن عن مهر السنّة كيف صار خمس مائة ؟ فقال : إنّ اللّه تبارك و تعالى أوجب على نفسه أن لا يكبّره مؤمن مائة تكبيرة و يسبّحه مائة تسبيحة و يحمده مائة تحميدة و يهلّله مائة تهليلة و يصلّى على محمّد و آله مائة مرّة ثم يقول : اللهم زوّجنى من الحور العين إلّا زوّجه اللّه حوراء عيناء و جعل ذلك مهرها ثم أوحى اللّه إلى نبيّه صلّى اللّه عليه و آله أن سنّ ( سنّت بگذار ) مهور المؤمنات خمس مائة درهم . . . « 5 » اين روايت هم دليل است بر اين كه مهور نساء بيش از مهر السنة نباشد . اشكال : در باب 22 از ابواب مهور روايات ديگرى وجود دارد كه مىفرمايد نبايد مهر بيش از مهر السنّة باشد ، چرا سيّد مرتضى سراغ اين روايات نرفته و فقط همان يك حديث را گفته است ؟ جواب : در اين باب مسئلهء فرعيّهء ديگرى مطرح است كه امام ( ره ) در مسئلهء دوازده به آن مىرسد و آن اين كه اگر تعيين مهر به زوج يا زوجه تفويض شود باطل نيست ، حال اگر زوج در مورد مهر گفت هر چه نظر زوجه باشد مىپذيرم ( تفويض به زوجه ) در اينجا مهر نبايد بيش از مهر السنّة باشد ، و اگر به زوج تفويض شود ، زوج مىتواند هر چقدر خواست مهر را قرار دهد ، كه حتّى آنها هم كه بيش از مهر السنّة را اجازه مىدهند ، در اينجا به همين شكل فتوا داده‌اند . پس اين بحث در مورد كراهت زايد بر مهر السنّة نيست بلكه در مورد تفويض مهر است .

روايات معارض :

در مقابل روايات مهر السنّة يك سلسله روايات معارض داريم ؛ روايتى مىگويد خليفهء دوّم ، امّ كلثوم دختر على عليه السّلام را خواستگارى كرد و چهل هزار درهم مهر قرار داد : * محمّد بن الحسن فى المبسوط ( شيخ طوسى و روايت مرسله است ) على ما نقل عنه ( كتاب مبسوط نزد صاحب وسائل حاضر نبوده است ) أنّه روى أنّ عمر تزوّج أمّ كلثوم بنت على عليه السّلام فأصدقها أربعين ألف درهم ( روايت ندارد كه على عليه السّلام نپذيرفت ) . « 6 » همين مضمون در يك روايت ديگر هم آمده است ؛ اين حديث را مرحوم ابن ادريس در آخر كتاب سرائر از ابو القاسم بن قولويه ( صاحب كتاب كامل الزيارات كه تاريخ وفاتش 368 ه . ق است ) نقل كرده است : * . . . أبى القاسم بن قولويه عن عيسى بن عبد اللّه الهاشمى ( كان من رجال الصادق عليه السّلام و وفات امام صادق عليه السّلام در سال 148 است ، پس ابن قولويه نمىتواند از « عيسى بن عبد اللّه » نقل كند ، چون زمان اين دو به هم نمىخورد ، پس مرسله است و لو ظاهرا مسند و معنعن است . مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى در اين موارد خيلى دقّت داشتند ) قال ( عيسى بن عبد اللّه ) : خطب عمر بن
هامش
( 1 ) . ح 3 ، باب 4 از ابواب مهور . ( 2 ) . سورهء احزاب ، آيهء 21 . ( 3 ) . ح 4 ، باب 4 از ابواب مهور . ( 4 ) . ح 8 ، باب 4 از ابواب مهور . ( 5 ) . ح 2 ، باب 4 از ابواب مهور . ( 6 ) . ح 2 ، باب 9 از ابواب مهور .