تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

ب . حسابرسى آسان در قيامت

هر چند خداوند ، عالم آفرينش و مواهب طبيعى را ، همان‌گونه كه قرآن مجيد مىگويد براى مؤمنان آفريده است : « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ » « 1 » و مؤمنان مىتوانند به راحتى از آن استفاده كنند ؛ ولى چون همهء اين موارد در معرض حساب قرار مىگيرد ، زاهد براى سهولت پاسخگويى ، كمتر از دنيا بهره مىگيرد و داده‌هاى الهى را به مصرف ديگران مىرساند . در روايت معروفى آمده است كه على عليه السلام شبى از شب‌هاى ماه مبارك رمضان در خانهء يكى از دخترانش مهمان بود ، هنگامى كه دو سه نوع غذاى ساده در سفره گذاشته شد ، حضرت از خوردن بيش از يك نوع خوددارى كرد و به دخترش فرمود : « أتريدين أن تطول وقوفي غداً بين يدى اللَّه . . . يا بنيّة إنّ الدّنيا في حلالها حساب وفي حرامها عقاب ؛ آيا مىخواهى فرداى قيامت توقّفم در برابر خداوند طولانى شود . . . دخترم ! حلال خدا حساب دارد و حرامش عقاب » . « 2 » شبيه همين روايت با تعبير متفاوتى در كنزالعمال ، از آن حضرت نقل شده كه دربارهء دنيا فرمود : « حلالها حساب و حرامها عذاب فدعوا الحلال لطول الحساب و دعوا الحرام لطول العذاب » . « 3 » شايد كوتاه‌ترين و زيباترين تعبير در اين مورد كلام ديگرى از اميرمؤمنان عليه السلام باشد كه فرمود : « تخفّفوا تلحقوا ؛ سبكبار شويد تا به قافلهء سعادت برسيد » . « 4 » هر چند آنان كه از حلال دنيا بهره مىگيرند ، در قيامت كيفر نمىبينند ؛ ولى با توجه به اينكه در برابر نعمت‌هايى كه از آنها بهره‌مند شده‌اند و استفاده‌اى كه از دنيا برده‌اند ، مورد سؤال قرار مىگيرند ، براى سهولت حسابرسى و سرعت گذشتن از مواقف قيامت ، از داشته‌هاى دنيوى خود بيشتر به ديگران مىدهند ، و كمتر از آن استفاده مىكنند ، زيرا « نجى المخفَّفون » . « 5 »

ج . همدردى رهبران با مستمندان

برخى از مؤمنان كه ازتمكّن مالى خوبى برخوردارند ، افزون بر آنكه از امكانات خود براى رسيدگى به امور مستمندان بهره مىگيرند ، گاه چون توان رفع نياز همهء آنان را ندارند ، خودشان در زندگى زهد مىورزند ، از مواهب الهى كمتر بهره مىگيرند تا آلام نيازمندان كاهش بيابد ، چرا كه زندگى خود را همچون زندگى رهبرشان مىبينند . به بيان ديگر : نيازمندان جامعه ، گرفتار دو مشكل مادّى و روانى هستند ؛ از نظر مادى محروميّت آنها معلوم است و از نظر روانى گرفتار نوعى حقارت و سرافكندگى و سرشكستگى مىشوند . مشكل نخست را بايد با برنامه‌ريزى و بسط عدالت اجتماعى بر طرف ساخت و مشكل دوم از طريقى كه در بالا گفته شد كاهش مىيابد . همان‌گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام در حديث معروف خود فرمود : « إنّ اللَّه فرض على ائمّة العدل أن يقدّروا أنفسهم بِضَعَفَة النّاس كيلا يتبيّغ بالفقير فَقْرُه ؛ به يقين خداوند بر پيشوايان عادل ، واجب فرموده كه خود را با مردم تهىدست برابر قرار دهند ، تا تهىدستى بر فقير سنگينى نكند و او را از پاى در نياورد » . « 6 » همچنين آن حضرت در نامه‌اش به عثمان بن حنيف مىنويسد : « أأقنع من نفسي بأن يُقال : هذا أميرالمؤمنين ، و لا اشاركهم في مَكاره الدّهر ، أو أكون اسوة لهم فى جُشوبة العيش ؛ آيا من به همين رضايت دهم كه به من « اميرمؤمنان » گفته شود ؛ ولى با آنان ( مستمندان ) در سختىهاى روزگار شريك نباشم و يا الگوى آنان در دشوارىهاى زندگى نگردم ؟ ! » . « 7 » در روايت ديگرى از مفضّل آمده است : هنگام طواف در محضر امام صادق عليه السلام بودم ، حضرت نظرى به من افكند و فرمود : اى مفضّل چرا تو را غمگين و رنگ پريده مىبينم ؟ عرض كردم : فدايت شوم توجّهم به بنىالعباس جلب شده و آنچه از پادشاهى و سلطنت و جبروت در اختيار دارند ، كاش كه اين
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 32 . « بگو : چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان‌خود آفريده ، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است ؟ ! بگو : اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‌اند ؛ ( اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ، ولى ) در قيامت ، خالص ( براى مؤمنان ) خواهد بود » . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 42 ، ص 276 . ( 3 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 719 ، ح 8566 . ( 4 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 21 . ( 5 ) . مكارم الاخلاق ، ص 440 ( از رسول خدا صلى الله عليه و آله ) . در بحارالانوار ( ج 74 ، ص 55 ) المخفّون آمده است ؛ يا علىّ نجى المخفّون وهلك المثقلون . ( 6 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 209 . ( 7 ) . همان ، نامهء 45 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 482 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي