تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
2 . در بسيارى از منابع اسلامى در شرح حال ابوذر - صحابى جليل القدر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله - مىخوانيم كه آيهء كنز را در هر صبح و شام در برابر معاويه مىخواند و با صداى بلند در كوى و برزن فرياد مىزد : « بشّر أهل الكنوز بكيّ في الجباه وكيّ بالجنوب وكيّ بالظهور أبداً حتّى يتردّد الحرّ في أجوافهم ؛ به گنج‌اندوزان بشارت ده كه با اين اموال ( سكّه‌ها ) هم پيشانى آنها ، و هم پهلوها و پشت‌هايشان را داغ مىكنند تا آنجا كه سوزش آن در درون وجودشان احساس شود » . « 1 » علامهء طباطبايى پس از نقل بعضى از روايات كنز مىنويسد : چيزى كه در كلمات ابوذر در خطاب به معاويه و عثمان آمده است ، دلالت بر اين دارد كه برداشت وى از آيهء كنز اين بوده است كه پرداخت زكات نمىتواند مجوّز « كنز » باشد . « 2 » قولى كه علامهء طباطبايى نيز آن را اختيار كرده است .

نظرات دانشمندان اهل سنت :

« نَوَوى » از ائمهء مذاهب اربعه و جمهور علماى اهل سنت نقل مىكند كه آنها متّفقاً مىگويند : « كنز به مالى گفته مىشود كه زكات آن پرداخت نشده باشد ؛ خواه به صورت دفينه باشد يا نباشد . در مقابل مالى كه زكاتش پرداخت شده باشد كنز محسوب نمىشود ؛ هر چند مدفون در زمين شده باشد » . « 3 » سپس مىافزايد : ابن جرير طبرى نيز ، پس از ترجيح اين قول مىگويد : « كتاب و سنت و اقوال صحابه بر همين رأى گواهى مىدهد » . « 4 » « شوكانى » نيز ضمن تأييد نظر فوق مىنويسد : « بيشتر علماى اسلام معتقدند هر مالى كه زكاتش پرداخت شده باشد « كنز » نيست ؛ ولى اگر زكاتش پرداخت نشود « كنز » محسوب مىگردد » . « 5 » چنان‌كه ملاحظه مىشود اين گروه از دانشمندان اهل سنّت ، معيار در صدق كنز را عدم پرداخت زكات مىدانند نه دفن در زير زمين و خارج ساختن از چرخهء توليد . ابن حجر عسقلانى در فتح البارى نيز با نسبت دادن اين قول به بخارى مىنويسد : « مالى كه مشمول وجوب زكات نباشد ( يعنى كمتر از مقدار نصاب باشد ) كنز ناميده نمىشود . معناى اين سخن آن است كه هر مالى كه زكات آن پرداخت شده باشد نبايد « كنز » محسوب گردد » . « 6 » اين گروه از فقهاى اهل سنت در بيان وجه جمع بين آن دو گروه از روايات مختلف ، مىگويند : گروه نخست مربوط به شرايط عادى است كه جامعه در وضعيت مطلوبى به سر برده ، مشكلى آن را تهديد نمىكند و مردم از زندگانى عادى بهره‌مندند . در آن صورت پرداختن زكات كافى است و باقيمانده
هامش
( 1 ) . نورالثقلين ، ج 2 ، ص 214 . ( 2 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 259 . ( 3 ) . المجموع ، ج 6 ، ص 12 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . نيل الاوطار ، ج 4 ، ص 173 . ( 6 ) . فتح البارى ، ج 2 ، ص 215 ، باب ما أدّى زكاته فليس بكنز .