بسپارد ( تا روى آن كار كند ) . . . » . « 1 »
بر اساس همين سياست مالى است كه در اسلام بر نقدين ( طلا و نقره ) در صورتى زكات واجب مىشود كه كنار گذاشته شوند و نيز بر شتر و گاوى كه در طول سال كار نكرده باشند پرداخت زكات واجب مىشود .
وضع اينگونه مقررات اقتصادى ، افزون بر آنكه تشويقى است بر لزوم به كارگيرى سرمايه ، بيانگر آن است كه اسلام از راكدگذاشتن امكانات و سرمايه به هر شكلش مخالف است .
امام صادق عليه السلام در اينباره مىفرمايد : «
إنّ من فناء الإسلام وفناء المسلمين أن تصير الأموال في أيدي من لايعرف فيها الحقّ ولايصنع فيها المعروف
؛ فناى اسلام و مسلمانان زمانى است كه اموال در دست كسى قرار گيرد كه حق آن را ادا نكند و كار نيك به وسيلهء آن انجام ندهد » . « 2 »
رابطهء كنز و زكات :
چنانكه گذشت ، مستفاد از ظاهر آيهء كنز و روايات مربوطه ، آن است كه خروج اموال از چرخهء توليد و مصرف در نگاه دين ، نوعى ناسپاسى به نعمتهاى خداوند بوده و انحراف در گردش سرمايه و اموال است و « كنز » ناميده مىشود .
ولى آيا هرگونه جمعآورى ثروت و راكد گذاشتن آن - اضافه بر نيازمندىهاى زندگى - « كنز » محسوب شده و حرام است ؟ يا اينكه حكم كنز مربوط به زمان پيش از تشريع زكات بوده و پس از آن برداشته شده است ؟ و يا مقصود از كنز ، اموالى است كه زكاتش پرداخت نشده باشد ؟ بنابراين هرگاه انسان پس از پرداخت زكات اموالى را جمعآورى كند « كنز » شمرده نمىشود ، هر چند آن را از چرخهء توليد و مصرف خارج نمايد .
در ميان دانشمندان اسلام در ارتباط با اين مسأله ، گفتوگو است كه ناشى از اختلاف در روايات است .
در بسيارى از روايات اهل سنت و نيز بر اساس خبر واحدى كه شيخ طوسى در امالى آورده به معناى اخير تصريح شده است ؛ يعنى هر مالى كه زكات آن پرداخت شود نگهدارى باقيماندهء آن « كنز » محسوب نمىشود از جمله :
1 . در صحيح بخارى از عبداللَّه بن عمر دربارهء آيهء كنز نقل شده است : « من كنزها فلم يُؤدّ زكاتها فويل له : إنّما كان هذا قبل أن تنزل الزكاة ، فلمّا أنزلت جعلها اللَّه طُهراً للأموال » . « 3 »
اين روايت تصريح مىكند كه حكم كنز پيش از نزول حكم زكات بوده است .
2 . در روايت ديگرى مىخوانيم : هنگامى كه آيهء كنز نازل شد ، كار بر مسلمانان دشوار شد و گفتند با اين حكم هيچ يك از ما نمىتواند چيزى براى فرزندانش ذخيره كند و آيندهء آنها را تأمين نمايد .
سرانجام از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سؤال كردند ، حضرت فرمود : «
إنّ اللَّه لم يفرض الزكاة إلّاليطيّب بها ما بقي من أموالكم وإنّما فرض المواريث من أموال تبقى بعدكم
؛ خداوند زكات را واجب نكرده است مگر به آن سبب كه باقيماندهء اموالتان براى شما پاك و پاكيزه باشد ، لذا قانون ارث را دربارهء اموالى كه بعد از شما مىماند قرار داده است » . « 4 »
3 . شيخ طوسى نيز در امالى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل مىكند هنگامى كه آيهء كنز نازل شد ، آن حضرت فرمود : «
كلّ مال يُؤدّى زكاتُه فليس بكنز وإن كان تحت سبع أرضين وكلّ مال لا يؤدّى زكاته فهو كنز وإن كان فوق الأرض
؛ هر مالى كه زكاتش پرداخت شود باقيماندهء آن « كنز » نيست ، اگر چه زير هفت طبقه زمين باشد . به عكس هر مالى كه زكات آن پرداخت نشود « كنز » است ، هر چند روى زمين باشد » . « 5 »
در برابر اين روايات ، نصوص ديگرى در منابع اسلامى وارد شده است كه مطلق راكد گذاشتن اموال را - خواه زكاتش پرداخت شود خواه نشود - « كنز » مىنامد . از جمله :
1 . از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است : «
ما زاد على أربعة آلاف فهو كنز أدِّى زكاته أم لو تؤدّ
؛ هر چه از چهار هزار ( درهم ) - كه ظاهراً اشاره به مخارج يك سال است - بيشتر باشد كنز است ، خواه زكاتش را بپردازند يا نه ؟ » . « 6 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : كنز العمال ، ج 15 ، ح 42053 .
( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 25 ، ح 1 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 111 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 570 .
( 4 ) . سنن أبىداود ، ج 1 ، ص 375 ، ح 1664 .
( 5 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 519 ، ح 1142 ؛ وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 16 .
( 6 ) . بحارالانوار ، ج 8 ، ص 243 . در منابع اهل سنت چنين آمده است : عن علي بن أبيطالب عليه السلام قال : أربعة آلاف درهم فما دونها نفقة و ما فوقها كنز . ( المصنّف عبدالرزاق ، ج 4 ، ص 109 ، ح 7150 ) .