مىشود آنها از چرخهء توليد و مصرف طبيعى خارج شده و در مسيرى غير از مسير معمولىاش به كار گرفته شوند هر چند مخالفت اسلام با زندگىهاى تجمّلى مىتواند فلسفهء ديگرى براى اين حكم بوده باشد .
اگر در گذشته مردم دنيا به اهميت اين دستور اسلامى ( تحريم كنز ) درست آشنا نبودند امروز ما مىتوانيم به خوبى به عمق اين مسألهء حياتى پى ببريم ، زيرا در دنياى كنونى نابسامانىهايى كه از طريق راكد گذاشتن اموال توسط ثروت اندوزان خودخواه و مستكبران بىخبر ، دامن بشر معاصر را گرفته و به شكل آشوبها و خونريزىها ظاهر گشته است بر كسى پوشيده نيست . « 1 »
ذكر اين نكته حايز اهميت است كه در عصر و زمان ما نگهدارى اموال به صورت كنز ، آنگونه كه در سابق معمول بود كمتر انجام مىگيرد و غالباً به صورت نقدينه در بانكهاست و مىدانيم وجوهى كه به بانكها سپرده مىشود معمولًا در گردش معامله قرار مىگيرد و سودى نيز به صاحب آن تعلّق مىگيرد ، بنابراين ممكن است تصوّر شود كه احكام كنز در عصر و زمان ما جارى نيست ولى نبايد فراموش كرد كه در اين زمان كنز به صورتهاى نامرئى وجود دارد ؛ مثلًا افرادى هستند كه اموال خودشان را به صورت اراضى يا ساختمانهايى در مىآورند و آنها را به حال خود رها مىسازند بىآنكه از آن استفادهاى شود و يا اينكه آن را به صورت تابلوهاى گرانقيمت و عتيقهجات و امثال آن كه هيچگونه استفادهء معقولى از آن عايد اجتماع نمىشود در مىآورند و از همه بدتر ذخيره كردن اموال در بانكهاى خارجى است كه جامعهء اسلامى كاملًا از آن بىبهره مىماند و سودش عايد ديگران مىشود .
2 . توسعه و آبادانى
به گواهى تاريخ نويسانى كه دربارهء تمدّن اسلام بحث كردهاند اعم از مورّخان مسلمان و غير مسلمان ، اسلام در فتح دروازههاى پيشرفت و تمدن پيشتاز است و از راههاى گوناگون درصدد نهادينه كردن ارزشهايى است كه به رشد و ترقى جامعه اسلامى بيانجامد ، و راههايى كه به انحطاط و عقبماندگى جامعه ختم شود و به ركود و تعطيلى منجر گردد در اين بينش جايى ندارد . كار و تلاش هميشگى ، مشاركت در برنامهها و سياستهاى اقتصادى ، ايجاد روحيه دگردوستى و تعاون ، برتر دانستن منافع اجتماعى بر منافع شخصى و بالاخره در يك كلام ، تلاش جهت توسعه و آبادانى جوامع اسلامى در مقابل جوامع ديگر ، از جمله ارزشهايى است كه در سايهء امورى از جمله پرهيز از راكد نگهداشتن اموال به بار مىنشيند .
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
أوصيكم . . .
بالاكتساب في الفقر والغنى
؛ شما را سفارش مىكنم به كار و تلاش ( و درآمد زايى ) چه در حال فقر و چه در حال بىنيازى » . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : تفسير نمونه ، ج 7 ، ص 393 .
( 2 ) . الحياة ، ج 5 ، ص 297 .