« كنز » محسوب نمىشود .
ولى گروه دوم از روايات ، مربوط به مواقع حساس و شرايط فوق العادهاى است كه پرداختن زكات ، به تنهايى نمىتواند مجوز كنز باشد . بلكه در چنين شرايطى بايد با تمام وجود در ميدان حاضر شد و اموال خود را در مسير حفظ منافع و حلّ مشكلات جامعه بهكار گرفت .
داستان ابوذر نيز به همين وضعيت ناگوار اقتصادى ناظر است . « 1 »
نظرات دانشمندان اهلبيت عليهم السلام :
گرچه برخى از بزرگان اين طائفه ، همگام با علماى اهل سنت آيهء كنز را ناظر به تحريم منع از زكات دانستهاند و آن را به معناى « ما لم تُؤدّ زكاته » تفسير كردهاند « 2 » ؛ ولى بسيارى از آنان قول دوم را ترجيح دادهاند و « كنز » را به معنىِ « راكد گذاشتن مطلق مال » گرفتهاند و گروه دوم از روايات را ترجيح دادهاند . « 3 »
از جمله از كلمات علامه طباطبايى در تفسير الميزان استفاده مىشود كه وى همين قول را اختيار كرده است .
نامبرده پس از آنكه گنجينهسازى نقدين را به معنى بىاثر كردن نقش آنها در معاملات و تجارتها معرفى مىكند ، مىنويسد : « بنابراين نهى آيهء شريفهء كنز ، نهى از داشتن پول نيست ، بلكه نهى از حبس پول است . چون اسلام مالكيّت اشخاص را محدود نكرده است و حتى اگر كسى چندين برابر آن دفينه ، ثروت داشته باشد ولى آن را محبوس نسازد ، بلكه در جريان بيندازد ، از نگاه دين امر ناپسندى نيست » .
وى مىنويسد : « منظور از انفاق در آيهء كنز ، تنها دادن زكات نيست ، بلكه معناى گستردهترى دارد كه هم زكات و هم انفاقات ديگر را شامل مىشود » .
سپس در بيانى ديگر مىنويسد :
« سفارشهاى اكيد اسلام بر انفاقهاى مستحبى و حتى مباح ، آنقدر فراوان و گسترده است كه نمىتوان با حبس پول ، مصالح انفاق را در مواردش ناديده گرفت ، بلكه اگر با محبوس ساختن پول ، زمينهء انفاقات مستحبى به كلى از ميان برود از بدترين گناهان است ؛
إنّ التسبّب إلى إبطال المندوبات من رأس والاحتيال لرفع موضوعها من أشدّ الجرم والمعصية
» . « 4 »
نويسندهء تفسير مجمع البيان علّامهء طبرسى نيز ضمن تقويت همين قول مىنويسد :
هامش
( 1 ) . « قرطبى » در تفسيرش پس از نقل قول طرفين در توجيه قول ابىذر كه كنز را مطلق گرفته است ، مىنويسد : « ويحتمل أن يكون محمل ما رُوي عن أبيذرّ في هذا ، ما رُوي أنّ الآية نزلت في وقت شدّة الحاجة و ضعف المهاجرين وقصر يد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عن كفايتهم و لم يكن في بيت المال مايسعهم وكانت السنون الجوائج هاجمة عليهم ، فنهوا عن إمساك شىء من المال إلّاعلى قدر الحاجة ولايجوز ادّخار الذهب والفضّة في مثل ذلك الوقت . ( تفسير قرطبى ، ج 8 ، ص 125 ) .
( 2 ) . از جمله علامهء خويى در ( كتاب الطهارة ، ج 4 ، ص 323 ) پس ازنقل آيه كنز مىنويسد : فهو ناظر إلى تحريم منع الزكاة . در تفسير نمونه ، نيز همين قول با شرايط و قيودى تقويت شده است .
( 3 ) . مانند محقق اردبيلى در زبدة البيان ، ص 180 ، و علامهء طباطبايى در الميزان ، ج 9 ، ص 260 - / 264 و نيز شيخ طبرسى در مجمع البيان .
( 4 ) . الميزان ، ج 9 ، ص 263 .