تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِانفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ » ؛ و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه ( و ذخيره و پنهان ) مىسازند ، و در راه خدا انفاق نمىكنند ، به مجازات دردناكى بشارت ده ! در آن روز كه آن را در آتش جهنم ، گرم و سوزان كرده ، و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هايشان را داغ مىكنند ( و به آنها مىگويند : ) اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد ( و گنجينه ساختيد ! ) پس بچشيد چيزى را كه براى خود مىاندوختيد ! » . « 1 » در تبيين ابعاد اين آيه در حديثى مىخوانيم : « هنگامى كه اين آيه نازل شد ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سه بار فرمودند : « تبّاً للذّهب تبّاً للفضّة ؛ مرگ بر طلا ، مرگ بر نقره » ، اين سخن بر اصحاب گران آمد ، يكى از آنها پرسيد ؟ « أىّ المال نتّخذُ ؟ ؛ چه مالى داشته باشيم ؟ پيامبر پاسخ داد : « لِساناً ذاكراً ، وقلباً شاكراً ، و زوجةً مؤمنةً تُعين أحدَكم على دينه ؛ زبان ذاكر ، دل سپاسگزار ، و همسرى مؤمن كه شما را در پايدارى بر دينتان يارى كند » . « 2 » ابتدا به نظر مىرسد كه پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله ، ارتباطى با سؤال ندارد چه اينكه سؤال عبارت بود از اينكه « أىّ المال نتّخذ ؟ » و پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ از داشتن زبانى ذاكر ، دلى سپاسگزار و همسرى با ايمان ، سخن به ميان آورده است . ولى اين روايت را با دو بيان مىتوان تفسير كرد : نخست آنكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ضمن تصحيح سؤال مىخواهد به اين نكته توجه دهد كه ذهب و فضه ، گنج واقعى نيستند تا ارزش ذخيره كردن داشته باشند ، بلكه گنج واقعى همان زبان ذاكر ، و قلب شاكر و زوجهء صالحه است . تفسير ديگر آن است كه پيامبر با بيان خود درصدد القاى اين نكته است كه انسان نبايد براى طلا و جواهر چنان ارزش ذاتى قائل شود كه خزانه‌دارى و نگهدارى آن موضوعيّت پيدا كند ، بلكه بر انسان مؤمن است كه به جاى راكد گذاشتن آنها براى تأمين مخارج آينده اميدش به خداوند باشد و از نعمت‌هاى او سپاسگزارى كند و از آنها در مسيرى چون انتخاب همسرى مؤمن بهره ببرد . مفهوم اين سخن آن است كه حبس طلا و نقره و دفينه كردن آنها ، افزون بر انحراف در گردش سرمايه و خروج از مسير طبيعىِ توليد و مصرف ، نوعى بدگمانى به خداوند و ناسپاسى به نعمت‌هاى اوست ، زيرا طلا و نقره هر چند ارزش ذاتى دارند ؛ ولى آنها در واقع همانند پول ، وسيله ارزش‌گذارى كالاها در مبادلات اقتصادىاند و به وسيلهء آنها امكان برابرى در داد و ستدهاى مالى فراهم مىگردد . بنابراين اگر كسى اين دو را به صورت گنجى
هامش
( 1 ) . توبه ، آيهء 34 و 35 . ( 2 ) . المعجم الاوسط ، ج 2 ، ص 376 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 171 . در برخى از منابع اهل سنت حديثى ديگر به اين مضمون وارد شده است : « لمّا نزلت : « والذين يكنزون الذهب والفضة . . . » قال أصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : نزل اليوم في الكنز ما نزل ! فقال أبوبكر : يا رسول اللَّه ماذا نكنز اليوم ؟ قال : لساناً ذاكراً و قلباً شاكراً و زوجة صالحة تعين أحدكم على إيمانه » . ( درّالمنثور ، ذيل آيهء 34 سورهء توبه ) .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 461 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي