« مالاندوزى » و عبارت است از اموالى كه از چرخهء توليد و مصرف خارج گردد و راكد شود .
اما در لغت ، مطابق آنچه در صحاح اللغة آمده :
« الكنز : المال المدفون » و همچنين بنا به نقل فيروزآبادى در قاموس اللغة كه گفته است : « هو المال المدفون » ؛ به اموالى گفته مىشود كه در زير زمين آن را دفن كنند كه ممكن است اهداف مختلفى براى آن باشد . اين واژه گاهى از نظر معنا توسعه پيدا مىكند و به هرگونه گردآورى مال ، توأم با ركود و خارج ساختن از چرخهء توليد ، اطلاق مىشود ، همانگونه كه در آيهء شريفهء « الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ . . . » به اين معنا به كار رفته است و بحث آن خواهد آمد . « 1 »
راكد گذاشتن اموال افزون بر آنكه از مصاديق « مالاندوزى » و همانند انحصارى كردن اموال ، نوعى عمل ضد ارزشى است ، تضييع حقوق عمومى جامعه نيز هست . زيرا در نگاه دين ، مال و سرمايه وسيلهاى براى سامان دادنِ زندگى است ، چنانكه در حديث امام باقر عليه السلام دربارهء درهم و دينار گذشت كه آن حضرت فرمود : «
بها يَستقيم شُؤُونهم ومطالبهم
» . « 2 »
با اين بينش ، اگر اموال كه بايد همانند جريان خون در بدن در تمام شريانهاى جامعه جارى باشد ، در انحصار افرادى خاص قرار گيرد و در صندوقچهها و خزانهها به صورت « گنج » و « دفينه » درآيد ، از مسير طبيعى و خدادادى خود منحرف شده ، در خلاف جهت فلسفه وجودىاش به كار گرفته شده است . بديهى است كه اين عمل نه تنها فايدهاى براى فرد ندارد كه يك بيمارى اقتصادى است و موجب مىشود اموال از اين طريق از دسترس نيازمندان خارج شده و مصالح كلى جامعه به خطر بيفتد . همانگونه كه اگر خون در گوشهاى از رگها راكد شود ممكن است مبدّل به لختهاى گردد و قلب يا مغز را به كلى از كار بيندازد .
به عبارت روشنتر ، مال و سرمايه در نگاه اسلام ، وسيله و ابزار زندگى است و جنبهء طريقى دارد و نبايد خود رأساً « هدف » قرار گيرد و موضوعيّت پيدا كند .
امام صادق عليه السلام در حديثى به روشنى به اين نكته اشاره كرده ، مىفرمايد : «
إنّما أعطاكم اللَّه هذه الفضول من الأموال لتُوجّهوها حيث وجَّهها اللَّه و لم يُعطِكموها لتَكنزوها
؛ فزونى اموال كه خداوند به شما داده براى اين است كه در جهتى كه خداوند مقرّر كرده به كار گيريد نه آنكه آن را به صورت گنجينه در آوريد » . « 3 »
تعبير به « حيث وجّهها اللَّه » در حديث مذكور تأكيدى است بر آنچه قبلًا اشاره شد كه اموال تنها ابزار و وسيلهاى براى زندگى است نه هدف ، ازاينرو ، قرآن كريم به شدت از اين عمل نهى كرده و به مبادرت كنندگان به آن وعدهء عذاب شديد داده است : « « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى
هامش
( 1 ) . ر . ك : روح المعانى ( ج 10 ، ص 87 ) ؛ صاحب تفسير بحر المحيط ( ج 5 ، ص 34 ) در ذيل آيهء كنز ، مىنويسد : « أصل الكنز فى اللغة الضمّ والجمع . . . ثمّ غلب استعماله فى العرف على المدفون من الذهب والفضّة » ؛ در مفردات راغب تحت عنوان واژهء كنز مىخوانيم : « الكنز : جعل المال بعضه على بعض وحفظه » .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 138 .
( 3 ) . كافى ، ج 4 ، ص 32 .