مىفرمايد : « « وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ » ؛ ( با ترك انفاق ) خودتان را به هلاكت نيفكنيد » . از اين تعبير استفاده مىشود كه انفاق به طور كلى سبب مىشود افراد اجتماع از هلاكت رهايى يابند و به عكس هنگامى كه مسألهء انفاق فراموش شود و ثروتها در يك قطب اجتماع جمع گردد ، اكثريتى محروم و بينوا به وجود مىآيند و ديرى نخواهد پاييد كه انفجارى عظيم در اجتماع به وجود مىآيد كه نفوس و اموال سرمايهداران در اين آتش انقلاب خواهد سوخت . از اينجا ارتباط مسألهء انفاق و « پيشگيرى از هلاكت » روشن مىشود .
بنابراين انفاق پيش از آنكه به حال محرومان مفيد باشد به نفع سرمايهداران خواهد بود ، زيرا تعديل ثروت ، حافظ ثروت است .
از سوى ديگر در متون دينى شاهد بشارت به ثوابهاى فراوان و گستردهاى براى انفاق هستيم كه در واقع استفاده از عنصر تشويق براى ايجاد انگيزهء بيشتر و قوىتر است .
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است : «
من أعطى درهماً فى سبيل اللَّه كتب اللَّه له سبعمائة حسنة
؛ هر كس يك درهم در راه خدا انفاق كند خداوند هفتصد حسنه براى او مىنويسد » . « 1 »
جالب توجه اينكه خداوند عوض دادن و پر كردن جاى خالى مال انفاق شده را خود به عهده گرفته است : « « وَمَا أَنفَقْتُمْ مِنْ شَىْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ » ؛ و هر چيزى را ( در راه او ) انفاق كنيد ، جاى آن را پر مىكند » . « 2 »
جمعبندى :
از آنچه در اين فصل گذشت به خوبى استفاده مىشود كه اسلام از تمام راههاى ممكن براى جلوگيرى از انباشته شدن اموال در دست طبقهاى خاص استفاده كرده است ؛ گاه با استفاده از تشريع قوانين و مقررات و زمانى با استفاده از عنصر تهديد به عذابهاى دردناك و گاهى نيز با بهرهگيرى از بشارتهاى نويدبخش و وعدهء پاداشهاى عظيم و در پارهاى از موارد از طريق مبارزه با صفات مذمومى چون حبّ دنيا ، بخل ، حرص ، آز ، طمع و . . .
و در نهايت از راه تقويت ايمان و ايجاد روحيهء آخرتگرايى و توصيه و تأكيد بر اوصاف حميدهء انسانى ؛ با « مال اندوزى » مبارزه كرده و همهء مسيرهاى منتهى به آن را كنترل نموده است .
3 . فلسفهء تحريم مالاندوزى
چنانكه در مباحث سابق گذشت مال اندوزى داراى پيامدها و آثار منفى فراوانى است كه بخشى از آنها ، حبّ دنيا ، طمع و حرص ، مستقيماً روح و روان آدمى را به فساد و تباهى مىكشاند و بخشى ديگر باعث فساد و تباهى نظام اجتماعى و سياسى شده و يا از هم پاشيدگى اقتصادى جامعه را به دنبال دارد .
روشن است كه هر يك از اين موارد مىتواند جزئى از حكمتهاى تحريم مال اندوزى باشد كه تنها به اهم آنها اشاره مىشود :
هامش
( 1 ) . امالى طوسى ، ص 183 .
( 2 ) . سبا ، آيهء 39 .