خدا بخل مىورزد ( البته نبايد فراموش كرد كه انفاق هميشه به معناى كمكهاى بلاعوض نيست ، بلكه هرگونه ايجاد و بهرهمند ساختن ديگران را از اموال نيز فرا مىگيرد ) . « 1 »
ايشان در تفسير آيات « وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ * وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمّاً * وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً » مىگويد : از اين آيات استفاده مىشود اعمالى چون مالاندوزى و رسيدگى نكردن به نيازمندان ، از حبّ مال نشأت مىگيرد . « 2 »
« جمّ » چنان كه در مصباح اللغة و مقاييس آمده به معنى كثير و فراوان است .
افزون بر اين چنين علاقهء فوقالعادهاى به مال و ثروت ، تبعات ديگرى نيز دارد از جمله اينكه انسان به هنگام جمعآورى آن ملاحظهء حلال و حرام نمىكند و يا حقوق الهى را نمىپردازد و نيز چنين كسى كه حبّ مال همه قلبش را فرا گرفته جايى براى ياد خدا در دل او باقى نمىماند .
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : «
إذا أبغض اللَّه عبداً حبّب إليه المال وبسط له وألهمه دنياه ووكّله إلى هواه فركب العناد وبسط الفساد وظلم العباد
؛ هنگامى كه خداوند بندهاى را غضب كند ، حبّ افراطى مال را در دلش قرار مىدهد و مالش را فراوان مىكند و مسير دنيا را برايش هموار مىسازد و او را به هواى نفسش واگذار مىنمايد ، پس آن شخص بىمهابا ( به بندگان خدا ) دشمنى مىورزد و فساد پيشه مىكند و بر ديگران ستم مىنمايد » . « 3 »
حتى از بعضى روايات استفاده مىشود كه مال پرستى ( علاقهء شديد به ثروت ) از بتپرستى هم بدتر است . ابن عباس ( از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ) نقل مىكند كه :
« إنّ أوّل درهم و دينار وضع في الأرض نظر إليهما ابليس فلمّا عاينهما أخذهما فوضعهما على عينيه ثمّ ضمّهما إلى صدره ثمّ صرخ صرخة ثمّ ضمّهما إلى صدره ثمّ قال : أنتما قرّة عينى وثمرة فؤادى ، ما أبالي من بني آدم إذا أحبّوكما أن لايعبدوا وثناً ، حسبي من بني آدم أن يحبّوكما
؛ هنگامى كه نخستين درهم و دينار ابداع شد ، ابليس بر آنها نظرى افكند و آن دو را بر چشمانش نهاد ، سپس به سينهاش چسباند و از سرشادى فريادى كشيد و مجدداً آنها را به سينه چسباند و گفت : شما نور چشمان من ، و ميوهء دل من هستيد . اگر فرزندان آدم دلشان به حبّ شما گرفتار شود ديگر باكى ندارم كه بتى را نپرستند ، براى من همين بس كه بنىآدم عاشق شما باشند » . « 4 »
ناگفته پيداست وقتى آتش سوزان دلباختگى و دلدادگى در برابر زرق و برق دنيا ، در درون جان انسان زبانه بكشد ، آدمى چون عاشقى بىقرار پيوسته در جمع كردن ثروت ، دست و پا مىزند و همهء ارزشها را به انگيزه وصول به آن زير پا مىنهد حتى نسبت به ارحام نيازمند خويش بىتفاوت مىشود .
بر همين اساس است كه در كلام پيشين امام على بن موسى الرضا عليه السلام ، قطع رحم ( و ترك كمكهاى مالى به ارحام نيازمند ) يكى ديگر از عوامل جمع ثروت شمرده شده است : «
لايجتمع المال الّا بخصالٍ خمس . . . وقطيعة الرحم
» . « 5 »
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 347 .
( 2 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 283 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 100 ، ص 26 ، ح 34 .
( 4 ) . امالى صدوق ، ص 269 ، ح 296 / 17 ؛ بحارالانوار ، ج 70 ، ص 137 ، ح 3 .
( 5 ) . نورالثقلين ، ج 5 ، ص 668 ؛ عيون الاخبار ، ج 1 ، باب 28 ، ح 13 .