تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

ب . حرص و آز

اين صفت تا آنجا در انباشته كردن اموال تأثير دارد كه در سخنى از اميرمؤمنان عليه السلام تنها عامل ثروت‌اندوزى شمرده شده است ، آن حضرت مىفرمايد : « لايجمع المال الّا الحرص » . « 1 » حرص ، انسان حريص را آرام نمىگذارد و پيوسته به جمع اموال وا مىدارد . از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است كه اگر به آدم حريص بيابانى مملوّ از ثروت بدهند به دنبال بيابان دوم و سوم است : « لو كان لابن آدم واد من مالٍ لابتغى إليه ثانياً ولو كان له واديان لابتغى لهما ثالثاً » . « 2 » هميشه گفته‌اند : انسان حريص هرگز سيرى نمىشناسد به همين دليل دائماً براى جمع كردن و اندوختن ثروت تلاش مىكند و حتّى خود نيز از آن بهره نمىگيرد . اميرمؤمنان على عليه السلام در سخن پرمعناى ديگرى مىفرمايد : « الحريص فقير ولو ملك الدنيا بحذافيرها ؛ آدم حريص فقير است ، هر چند تمام دنيا را مالك شود » . « 3 » در كلام پيش‌گفتهء امام رضا عليه السلام « حِرص غالب » ( حرص افراطى و بيش از حدّ معمولى كه سراسر وجود انسان را در سيطرهء خويش قرار داده ) يكى ديگر از عوامل ثروت‌اندوزى شمرده شده است : « لايجتمع المال إلّابخصالٍ خمس . . . وحرصٍ غالب » . « 4 » در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تعبير عجيبى از اين رذيلهء اخلاقى ديده مىشود ؛ آن حضرت آسيب آن را به دين انسان ، به گرگ گرسنه‌اى تشبيه كرده كه در گلهء گوسفندان رها شود . در اين حديث مىخوانيم : « ما ذئبان جائعان أرسلا في غنم بأفسد لها من حرص المرء على المال والشرفِ لدينه ؛ دو گرگ گرسنه كه در يك گلهء گوسفند رها شوند فسادشان بيشتر از فساد حرص انسان به مال و مقام نسبت به دينش نيست » . « 5 »

ج . پرستش ثروت

حبّ افراطى به مال و ثروت و دلباختگى در برابر زرق و برق دنيا از عوامل قطعى ثروت‌اندوزى است . علامهء طباطبايى در ذيل آيهء « وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ » « 6 » از بعضى نقل مىكند كه مراد از « خير » مال است و « لام » در « لحبّ الخير » لام تعليل است و منظور آن است كه انسان به انيگزهء حبّ مال به انباشته كردن ثروت مىپردازد و از انفاق آن در راه
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 8310 . ( 2 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 459 ، ح 7432 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 370 . ( 3 ) . غررالحكم ، ح 6630 . ( 4 ) . نورالثقلين ، ج 5 ، ص 668 ؛ عيون الاخبار ، ج 1 ، باب 28 ، ح 13 . ( 5 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 460 ، ح 7436 ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 456 . ( 6 ) . عاديات ، آيهء 8 .