د . عشق به جاودانگى
شكّى نيست كه انسان به حكم غريزه ، طالب جاودانگى است ، و اين توهم براى جمعى از ثروتاندوزان وجود دارد كه مال را مايهء طول بقا مىپندارند و ازاينرو به سراغ تكاثر در اموال مىروند ، چنان كه در قرآن مجيد به اين نكته به طور ظريفى اشاره شده است : « يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ » . « 1 »
علامهء طباطبايى رحمه الله ضمن تفسير آيهء فوق مىنويسد : « فظاهر حاله أنّه يرى أنّ المال يخلده ولحبّه الغريزى للبقاء يهتمّ لجمعه وتعديده ؛ چنين انسانى مىپندارد كه مال باعث جاودانگى اوست و به دليل حبّ غريزى وى به بقا ، به انباشته كردن اموال و شمارش آن اهتمام مىورزد ( و از آن لذّت مىبرد ) » . « 2 »
« حبّ طول حيات » به دنبال خود ، بذر آرزوهاى دراز را بر دل مىافشاند و در آن صورت هر چه از عمر انسان مىگذرد و آدمى به دورهء كهولت و پيرى نزديكتر مىشود ، گويا درخت آرزوها و آمالش ، تنومندتر مىگردد .
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« . . . الشيخ يضعف جسمه و قلبه شابّ على حبّ اثنتين :
طولِ الحياة و حبّ المال
؛ انسان در سن پيرى ، جسمش ناتوان مىشود ولى دلش بر دو چيز جوان مىگردد : طول حيات و حبّ مال » . « 3 »
بر اساس روايات اسلامى غالباً انسان به سبب جهل و نادانى ، وغفلت از ناپايدارى و بىوفايى دنيا ، گرفتار اين پندار مىشود كه عمرى طولانى دارد ، به همين دليل يك مشت آرزوهاى دراز بر فكر او چيره مىشود و در گرداب « طول امل » گرفتار شده ، به جمع اموال و انباشته كردن ثروتها مبادرت مىورزد .
در حديثى از مولاى متّقيان على عليه السلام مىخوانيم :
« اتّقوا خِداع الآمال ، فكم من مؤمِّل يوم لم يُدركه ، وباني بناء لم يسكنه وجامع مال لم يأكله
؛ از فريب آرزوها بپرهيزيد ، چه بسيار كسانى كه آرزو داشتند روزى را در آغوش ناز و نعمت به سر ببرند ؛ ولى هرگز به آن نرسيدند ، چه بسيار كسانى كه خانه و قصرى ساختند و هرگز در آن ساكن نشدند و چه بسيار كسانى كه اموال زيادى را اندوختند ؛ ولى هرگز از آن نخوردند » . « 4 »
در روايت امام على بن موسى الرضا عليه السلام كه در گذشته به آن اشاره شد « آرزوى دراز » يكى ديگر از عوامل ثروتاندوزى و تكاثر اموال نام برده شده كه مىفرمايد : «
لايجتمع المال الا به خمس خصال . . . و أمل طويل
» . « 5 »
ه . بيم فقر و ناامنىهاى اقتصادى
بهانهء ترس از دچار شدن به فقر و ندارى و ورشكستگى و يا ترس از بروز ناامنىهاى
هامش
( 1 ) . همزه ، آيهء 3 .
( 2 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 359 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7555 .
( 4 ) . غررالحكم ، ح 7247 .
( 5 ) . نورالثقلين ، ج 5 ، ص 668 .