براساس تعاليم دينى ، حبّ دنيا و آخرت فراموشى آدمى را به مال اندوزى كشانده و به جمع و انباشته كردن اموال وا مىدارد .
طمعكاران چنان در پى جمع اموالاند كه گويى هيچ ندارند ، لذا از دارايىهاى خويش بهره نمىبرند .
شايد روايت نبى گرامى اسلام اشاره به همين نكته باشد كه فرمود : «
إيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضر
؛ از طمع بپرهيز چه اينكه طمع ، نيازمندى حاضر است » . « 1 »
اميرمؤمنان على عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد :
« إنّكم ان رغبتم في الدنيا أفنيتم أعمارَكم فيما لا تبقون له و لايبقى لكم
؛ به يقين اگر به دنيا اشتياق ( افراطى ) داشته باشيد عمرتان را براى جمعآورىِ چيزهايى هدر مىدهيد كه نه شما براى آن چيزها باقى مىمانيد و نه آنها براى شما » . « 2 »
در بيان شگفتى ديگر از آن حضرت مىخوانيم :
« لَطلب المال والثروة أسرعُ في خراب دين الرجل من ذئبين ضاريين باتا في خطيرة غنم ، مازالا فيها حتّى أصبحا
؛ به يقين مال اندوزى و فزونطلبى در ثروت ( بدون قيد و شرط ) ، براى دين آدمى خطرناكتر است از دو گرگ درندهاى كه از سرشب تا به صبح در گلهء گوسفندان رها شده باشند » . « 3 »
مىدانيم كه عادت گرگ اين نيست كه گوسفندى را گرفته و آن را به مقدار نياز بخورد ، بلكه حالت درنده خويى دارد كه تمام گوسفندان را به درد و به كنارى بيكفند .
واقعيت همين است كه حب دنيا و فراموشى آخرت كليد بسيارى از رذايلى چون حرص و طمع است ، رذائلى كه به شدت آدمى را به ورطهء مالاندوزى بى قيد و شرط سوق داده و از انفاق در راه خدا باز مىدارد و حتى به او اجازه نمىدهد از آن در جهت اشتغالزايى براى ديگران استفاده كند .
2 . طرق پيشگيرى از تكاثر
مقدّمه :
مطالعه و دقّت در آموزههاى دينى ، اعم از قوانين و سياستهاى اقتصادى ، فرهنگى و حقوقى ، نشان مىدهد كه نظام اقتصادى اسلام به گونهاى طراحى و تنظيم شده است كه جامعه را به سوى تعديل ثروتها و توازن عادلانه اقتصادى سوق دهد ؛ يعنى از سويى ، فقرزدايى كند حتى كسانى كه هيچ توان كار ندارند از حداقل زندگى معمولى برخوردار شوند و از سوى ديگر زمينهء انباشته شدن اموال و تمركز ثروتهاىِ كلان ، در دست عدهاى معدود را از بين ببرد .
از سوى ديگر در نگاه اسلام ، مال وسيلهاى است براى بروز و ظهور توانايىها و شكوفاشدن استعدادهاى انسان ؛ در اين نگاه مال و سرمايه باعث قوام و دوام زندگانى فرد و جامعه است ، و لذا اگر در خدمت افراد جامعه قرار نگيرد و تنها ميان چند نفر از اغنياء دست به دست شود ، تأثيرگذارى خود را از
هامش
( 1 ) . المعجم الأوسط ، ج 7 ، ص 370 ؛ كنز العمال ، ج 3 ، ص 496 ، ح 7581 .
( 2 ) . عيون الحكم و المواعظ ، ص 175 ؛ غررالحكم ، ح 2518 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 718 ، ح 8562 .