رضاى خردمندان و عُقَلاء نبوده ، بلكه پيوسته مورد اعتراض وانتقاد آنهاست ، لذا صاحب نظرانى چون علامه نراقى رحمه الله دربارهء تحريم اسراف به مسئلهء « اجماع خردمندان » تمسك جستهاند . « 1 » بر اين اساس ممنوعيت اسراف در شريعت اسلام در واقع تأييدى بر حكم عقل و سيرهء عقلا است و مىتوان گفت اسراف به ادلهء اربعه حرام و ممنوع است ، از اين رو بسيارى از فقهاى فريقين سخن از حرمت آن به ميان آوردهاند كه حكايت از اجماع و اتفاق فقها مىكند . ابن ادريس حلى مىگويد : «
الإسراف فعله محرّم به غير خلاف
» . « 2 »
* * * گفتنى است كه اين تحريم اختصاص به اسلام ندارد ، بلكه در همهء اديان مطرح بوده است . چنانكه مفسر معروف علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير الميزان ذيل آيهء « . . . إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ . . . » « 3 » مىنويسد :
« و هي كما تقدّم خطابات عامّة لا تختصّ بشرع دون شرع و لا بصنف من أصناف الناس دون صنف . . .
؛ اين آيه كه در قرآن مجيد آمده : « خدا اسرافگران را دوست ندارد » ، مختص آيين خاصى نيست ، چنانكه به دستهء خاصى از انسانها نيز اختصاص ندارد » . « 4 »
البته نمىتوان انكار كرد كه اسراف و تبذير مراتبى دارد و همه مراتب آن از حيث « اصل حرمت » يكسان اند با اين تفاوت كه برخى از مراتبِ شديد آن از « گناهان كبيره » و بعضى از مراتب خفيف آن از « گناهان صغيره » محسوب مىشود ، بنابراين همه مراتب آن را اعم از كبيره و صغيره بايد از موارد عصيان الهى دانست .
گفتار سوم : پيامدهاى اسراف و تبذير در زندگى انسانها
آثار خطرناك و پيامدهاى ناگوار اسراف از نظر فردى و اجتماعى ، مادى و معنوى بسيار وسيع است كه به چند نمونه اشاره مىشود :
1 . گسترش فقر
مىدانيم منابع جهان محدود است و اگر گروهى از طريق اسراف ، منابع كثيرى را بر باد دهند ، نتيجهء آن به يقين فقر گروهى ديگر است .
آمارها نشان مىدهد كه ميليونها نفر در دنيا زير خط فقر زندگى مىكنند و هر سال ميليونها نفر از گرسنگى جانشان را از دست مىدهند ، اين در حالى است كه در مناطقى از دنيا مواد غذايى فراوانى در زبالهدانها ريخته مىشود و از آن بدتر گاه مقادير بسيار زيادى از آنها براى كنترل بازار و بالا نگه داشتن قيمتها به دريا ريخته مىشود ، حال آنكه ما در زمانى زندگى مىكنيم كه ابزارهاى ماشينى ، قدرت توليد را به مقدار زيادى بالا برده و انسان امروز مىتواند تمام نيازهاى خود را تأمين كند .
هر از چند گاه در رسانههاى خبرى ، اخبار
هامش
( 1 ) . ر . ك : عوائد الايام ، ص 616 به بعد .
( 2 ) . سرائر ، ج 1 ، ص 440 .
( 3 ) . اعراف ، آيهء 31 .
( 4 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 79 .