تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
نمىدارد » . « 1 » در اين آيه ابتدا دستور مىدهد هنگام شركت در مساجد بهترين لباس‌ها را پوشيده و با مرتب كردن و تميز نمودن خود و رعايت نظافت و آرايش ( درونى و بيرونى ) گام به مسجد بنهيم . سپس دستور استفاده از خوردنىها و آشاميدنىهاى پاكيزه را مىدهد ، و از آنجا كه طبع زياده طلب انسان ممكن است از اين دو دستور سوء استفاده كند و به جاى اعتدال ، راه تجمل پرستى و اسراف را در پيش گيرد ، فرموده است : « « وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ » ؛ ولى زياده روى نكنيد كه خدا مسرفان را دوست نمىدارد » . 2 . « « وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً » ؛ و حق نزديكان را بپرداز ، و ( همچنين حق ) مستمند و وامانده در راه را ؛ و هرگز اسراف و تبذير مكن * چرا كه تبذير كنندگان ، برادران شياطين‌اند ؛ و شيطان در برابر پروردگارش ، بسيار ناسپاس بود » . « 2 » در اين آيات سخن از رعايت اعتدال در انفاق و بخشش است به گونه‌اى كه زياده‌روى در آن « تبذير » ( ريخت و پاش ) شمرده شده و تبذيركنندگان برادران شياطين خوانده شده‌اند . روشن است كه شيطان ، با آنكه از نيرو و توان فوق‌العاده‌اى برخوردار است همه آنها را در غير موردش ؛ يعنى در گمراه كردن مردم صرف مىكند و تبذيركنندگان نيز به همين جهت كه نيروهاى خداداد را در غير موردش صرف مىكنند اعمالشان هماهنگ با اعمال شياطين گشته و همچون برادران شيطان محسوب مىشوند . از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه تبذير ، عمل شيطانى است ، و تبذير كننده همرديف شيطان است چه تعبيرى رساتر از اين در زشتى و ناپسندى اين عمل ! « 3 » 3 . « « كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَايُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ » ؛ از ميوه آنها به هنگامى كه به ثمر نشست بخوريد ؛ ولى حقّ آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد » . « 4 » تعبير به « لاتسرفوا » در اين آيه مىتواند اشاره به پرهيز از اسراف در خوردن يا انفاق كردن باشد ، زيرا برخى از افراد به قدرى در بخشش اموال خود ، افراط مىكنند كه چيزى براى خود و فرزندانشان باقى نمىگذارند . آيات ديگرى نيز در قرآن مشاهده مىشود كه گرچه ممكن است حرمت اسراف ، از آن استفاده نشود ولى شكّى در دلالت آن بر ناپسند بودن اسراف نيست ؛ نظير « « وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً » ؛ و ( بندگان واقعى خداوند ) كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 31 . ( 2 ) . اسراء ، آيهء 26 و 27 . ( 3 ) . ر . ك : تفاسير نمونه ، المنير دكتر وهبه زحيلى و الميزان ، ذيل آيه . ( 4 ) . انعام ، آيهء 141 .