تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
آن‌گاه كه حكيم ( شرايطى كه رسول خدا ذكر فرمود را قبول كرد از جمله آنكه ) پذيرفت معامله آن كس را كه پشيمان شده است فسخ كند » . « 1 » همچنين رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « من أقال نادماً بيعته أقال اللَّه عثرته يوم القيامة ؛ هر كس تقاضاى فسخ معامله پشيمانى را بپذيرد ، خداوند از لغزش او در قيامت درگذرد » . « 2 » بايد توجه داشت اين در صورتى است كه معامله الزامى شده و بدون توافق طرفين فسخ انجام نمىگيرد . اصولًا هرگونه گذشت و عدم سخت‌گيرى در تجارت و خريد و فروش مورد توجه اسلام است . به اين معنا كه انسان در معامله سخت‌گير نباشد و با بزرگوارى برخورد نمايد و براى مسائل جزئى و به‌دست آوردن سود بيشتر مشكل ايجاد نكند . امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « السماحة من الرّباح ، قال ذلك لرجل يوصيه ومعه سلعة يبيعها ؛ سماحت و بزرگوارى در معامله ، خود نوعى از سود است . پيامبر اين جمله را به مردى توصيه كرد كه مىخواست متاعى را بفروشد » . « 3 »

4 . فضاى روحانى بازار

در دنياى امروز كه تنها افكار مادّى بر محافل سرمايه‌دارى حكومت مىكند ، بازارها و محيطهاى اقتصادى بسيار خشك و بىرحمانه و خالى از عواطف انسانى و معنوى است و هر كس به دنبال ثروت بيشتر است و نتيجه تفكّر مادى همين است . با توجه به همين مسأله و اينكه طبيعت بازار و تجارت غفلت‌زاست و سود و خريد و فروش و معامله ، توجه انسان را به دنيا جلب مىكند واحياناً موجب بى توجهى به مسائل حلال و حرام و مراعات موازين عدل وانصاف در معاملات مىشود « 4 » ، در آموزه‌هاى دينى به ذكر الهى و خواندن پاره‌اى از ادعيه در بازار سفارش شده است كه خود بازدارندگى بسيار مؤثرى دارد و فضاى بازار را تلطيف كرده ، روحانى مىكند و اقتصاد را با اخلاق مىآميزد . در همين باره چند باب از روايات در كتاب وسائل‌الشيعة ج 12 آمده است كه به نمونه‌هايى از اين مجموعه اشاره مىشود : 1 . على عليه السلام فرمود : « أكثروا ذكر اللَّه إذا دخلتم الأسواق عند اشتغال النّاس فإنّه كفّارة للذّنوب و زيادة فى الحسنات ولا تُكتبوا في الغافلين ؛ هنگامى كه وارد
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 286 ، ح 1 . ( 2 ) . صحيح ابن حبان ، ج 11 ، ص 404 ، باب الإقالة . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 287 ، ح 2 . ( 4 ) . در روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « شرّ بقاع الأرض‌الأسواق وهو ميدان إبليس ، يَغدُو برايته ويضع كرسيّه ويبثّ ذريّته ، فبين مطفّف فى قفيز ، أوطائش فى ميزان ، أو سارق فى ذارع ، أو كاذب فى سلعته . . . فلا يزال مع أوّل من يدخل ، و آخر من يرجع ؛ بدترين نقاط زمين ( از نظر آلودگى به گناه ) بازارها ( و ميدان‌هاى اقتصادى ) است و آن ميدان ابليس است ؛ صبحگاهان پرچم خود را به دست مىگيرد و وارد بازار مىشود ؛ كرسىّ خود را در ( وسط ) بازار مىنهد وفرزندانش را در تمام بخش‌هاى بازار گسيل مىدارد ( تا افراد را بفريبد ؛ ) در نتيجه بعضى كم‌فروشى مىكنند و بعضى ديگر به هنگام وزن اجناس راه خلاف مىپويند و بعضى ديگر ذراعى از پارچه را مىدزدند و كم مىدهند و ديگرى در بيان اوصاف اجناس خود دروغ مىگويد . . . و همين‌گونه با اوّلين نفر وارد بازار مىشود و با آخرين نفر بر مىگردد » . ( بحارالانوار ، ج 81 ، ص 11 ، ح 87 ) .