تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
جالب توجه اينكه در اسلام توصيه شده است كه فروشندگان تنها به مقدار نياز خود براى زندگى ، در كالاها سود در نظر بگيرند . حتى در روايات متعدد سود بيشتر به عنوان ربا شمرده شده است ، چنان‌كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « ربح المؤمن على المؤمن ربا » « 1 » ( البته منظور سود بيش از هزينهء زندگى است ) . در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است : « ربح المؤمن على المؤمن ربا إلّاأن يشترى بأكثر من مائة درهم ، فاربح عليه قوت يومك او يشتريه للتجارة فاربحوا عليهم وارفقوا بهم » . « 2 » در اين حديث معاملات به سه قسم تقسيم شده است : يكم . معاملات كوچك كه طبعاً افراد نيازمند و فقير به سراغ آن مىآيند ؛ در اينجا توصيه شده كه هيچ سودى نگيرند و به اصطلاح به صورت « رأس المال » بفروشند . دوم . كسانى كه قدرت بيشترى براى خريد دارند ؛ نسبت به آنها سود عادلانه‌اى به اندازهء نياز روزانه بر اصل سرمايه اضافه شود . سوم . گروهى هستند كه به عنوان تجارت ، جنسى را از ديگرى خريدارى مىكنند ؛ در مورد آنها نيز به سود عادلانه آميخته با ارفاق توصيه شده است . آنچه در بالا گفته شد هر چند حكم الزامى اجبارى نيست ؛ ولى بىشك جزو مسائلى است كه شايسته است مسلمانان به آن پاىبند باشند . « 3 »

2 . عدم ورود به معاملات ديگران

از امورى كه در اسلام از آن نهى شده آن است كه كسى وارد معامله برادر مسلمانش شود ؛ يعنى پس از توافق دو طرف يا گفت‌وگوى مقدماتى بر انجام معامله‌اى ، وارد عمل شود و با اعلان آمادگى براى معامله و احياناً با پرداخت بهايى بيشتر ، توافق آنان را به هم بزند و در نتيجه سبب افزايش قيمت گردد . در اينكه آيا چنين كارى حرام است يا مكروه ، در ميان فقهاى اسلام گفت‌وگو است . بعضى آن را مطلقاً حرام و بعضى مكروه دانسته و برخى براى آن چند صورت قائل شده‌اند كه در بعضى از صورت‌ها حرام است و بعضى مكروه « 4 » كه شرح آن در مباحث فقهى آينده - در جاى خود - خواهد آمد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « لايبيع بعضكم على بيع بعض ؛ برخى از شما در معاملهء ديگرى وارد نشود » . « 5 » امام صادق عليه السلام از پدرانش روايت كرده است كه « نهى رسول اللَّه أن يدخل الرّجل في سوم أخيه المسلم ؛ رسول خدا از ورود انسان به معامله برادر مسلمانش نهى كرده است » . « 6 » اين در حالى است كه در دنياى مادى امروز نه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 100 ، ص 103 ، ح 48 . ( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 154 ، ح 22 . ( 3 ) . ر . ك : جواهرالكلام ، ج 23 ، ص 454 - / 455 . ( 4 ) . ر . ك : همان ، ج 22 ، ص 459 . ( 5 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 28 . ( 6 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 338 ، ح 3 .