تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
( و در معرض قرار دادن ) اموال احتكار شده ، مجازات كن » . « 1 » در روايت ديگر كه آن حضرت از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از كنار جمعى از محتكران مىگذشت ( از احتكار آنها با خبر شد ) ؛ دستور داد اموال آنها را به بازار بياورند و در معرض ديد مردم قرار بدهند تا نيازمندان به قيمت عادلانه خريدارى كنند . « 2 » در اينكه احتكار شامل چه مواردى مىشود و شرايط ، قيود و حدود آن چيست و حرمت احتكار مربوط به چه قسمى از آن است و همچنين نحوهء برخورد با محتكران ، و به طور كلّى احكام احتكار ، در كتاب‌هاى فقهى فقهاى اهل‌بيت عليهم السلام و اهل سنّت مشروحاً سخن گفته شده است . « 3 » ج . تلقّى ركبان مقصود از « تلقّى ركبان » آن است كه گروهى سودجو كه از قيمت اجناس در يك شهر با خبرند در بيرون شهر به استقبال كاروان‌هاى تجارتى بروند و جنس‌ها را از آنها به قيمت ارزان بخرند و به انحصار خود درآورند و با قيمت بالا در شهر بفروشند . « 4 » اين عمل از يكسو به صاحبان كالا ضرر مىزند كه از قيمت اجناس در آن شهر باخبر نيستند ، لذا در روايات براى آنها - با شرايطى - خيار و اجازهء فسخ معامله قرار داده شده است . « 5 » از سوى ديگر اين كار سبب انحصارى شدن و ايجاد بازار سياه براى مصرف كنندگان مىشود « 6 » ، لذا در روايات از آن نهى شده است . هر چند دربارهء حرمت و يا كراهت اين عمل ميان فقها گفت‌وگو است « 7 » ؛ ولى ترديدى در مرجوح بودن اين عمل نيست : 1 . ابوهريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : « لا تلقّوا الرّكبان ؛ به استقبال كاروان‌هاى تجارتى نرويد » . « 8 » 2 . همچنين آن حضرت فرمود : « لايبيع بعضكم على بيع بعض و لا تلقوا السّلع حتى يهبط بها إلى السّوق ؛ برخى از شما در معامله ديگرى وارد نشود و به سراغ متاع ( در خارج شهر ) نرويد ، تا وارد بازار شود » . « 9 » 3 . امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود : « لاتلق و لا تشتر ما تلقى و لا تأكل منه ؛ به سراغ
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 277 ، ح 1 . ( 2 ) . إنّ رسول اللَّه مرّ بالمحتكرين ، فأمر بحُكرتهم أن تخرج إلى بطون الأسواق و حيث تنظر الأبصار إليها . ( وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 317 ، ح 1 ) ( 3 ) . ر . ك : جواهرالكلام ، ج 22 ، ص 470 به بعد ؛ المجموع نووى ، ج 13 ، ص 44 . ( 4 ) . ر . ك : مكاسب شيخ انصارى ، ج 4 ، ص 349 ؛ مغنى المحتاج ، ج 2 ، ص 36 ؛ فتح العزيز رافعى ، ج 8 ، ص 218 . ( 5 ) . ر . ك : مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 281 ، ح 3 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 284 . ( 6 ) . در روايتى به اين نكته اشاره شده است ( مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 281 ، ح 2 ) . ( 7 ) . ر . ك : بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 133 ؛ مغنى ابن قدامه ، ج 4 ، ص 281 ؛ مجموع نووى ، ج 13 ، ص 23 ؛ جواهرالكلام ، ج 22 ، ص 461 ؛ مكاسب شيخ انصارى ، ج 4 ، ص 349 . ( 8 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 27 . ( 9 ) . همان ، ص 28 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 374 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي