بلكه در نگاهى فراتر ، در تعليمات اسلامى آمده است كه حتّى برخوردارى از لذّتهاى جسمانى و مادّى بايد زير چتر انگيزهء قرب به خدا قرار گيرد تا صبغهء روحانيت و معنويت پيدا كرده و مشمول پاداش الهى شود .
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در توصيهء آن حضرت به ابوذر مىخوانيم : «
ليكن لك في كلّ شيء نيّة حتّى في النوم والأكل
؛ سزاوار است در انجام هر كارى حتى خواب و تغذيه ، نيت شايستهاى ( انگيزهء الهى ) داشته باشى » . « 1 »
در برابر ، مصرفهايى كه با انگيزههايى چون فخر فروشى ، چشم و همچشمى ، خودنمايى ، تجملگرايى ، شهوترانى و خوشگذرانى باشد در نگاه دين امرى ناپسند و مذموم است .
در حديثى از آن حضرت مىخوانيم كه اگر كسى در ساختمانسازى ( كه يكى از مصاديق مصرف است ) انگيزهاش اظهار وجود ، خودنمايى و فخرفروشى باشد به عذاب شديد دوزخ گرفتار خواهد شد : «
. . . يبنى فضلًا على ما يكفيه استطالةً عنه على جيرانه ومباهاةً لإخوانه
» . « 2 »
2 . گسترهء مصرف
نظر به تنوع نيازهاى انسان ، مىتوان پيرو آن مصارف را به چند بخش تقسيم كرد :
الف . ضروريات
« مصارف ضرورى » به آن مقدار از كالا و خدمات گفته مىشود كه مصرف آنها براى حفظ سلامتى روحى و جسمى فرد و افراد تحت تكفلش ضرورت دارد .
در نگاه اسلام - چنانكه گذشت - هيچ كس نبايد از تأمين نيازهاى اساسى و حياتى چون : غذا ، مسكن ، پوشاك و امنيت محروم باشد . در اين مسأله پيروان مذاهب مختلف تفاوتى ندارند و چنانچه تعدادى از افراد جامعه توانايى تأمين نيازهاى خود را نداشته باشند در قدم اوّل بر متمكنان و سپس بر دولت اسلامى است كه آن سطحِ حداقلى را تأمين كند .
همچنين هزينههايى كه براى آموزش و پرورش ، حفظ نظم و امنيت اجتماعى ، دفاع در مقابل دشمنان ، مبارزه با انواع بيمارىهاى خطرناك ، ايجاد اشتغالات ضرورى ، و رفع نيازهاى محرومان مىشود ، از مصارف ضرورى شمرده شده و براى جامعه اجتنابناپذير است و بر حكومت اسلامى است كه به تأمين هزينههاى اينگونه امور اهتمام جدّى داشته باشد .
اميرمؤمنان على عليه السلام دربارهء وظايف حاكم اسلامى مىفرمايد : «
فأمّا حقُّكم عليَّ فالنصيحة لكم ، وتوفيرُ فيئكم عليكم ، وتعليمكم كيلا تجهَلوا وتأديبُكم كيما تعلموا
؛ اما حق شما بر من آن است كه از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را براى شما هزينه كنم و شما را بياموزم تا از جهالت و نادانى
هامش
( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ص 464 ؛ بحارالانوار ، ج 74 ، ص 84 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 73 ، ص 149 ، ح 4 .