تعبير به « حقّ » مىرساند كه تأمين نيازهاى محرومان تنها يك توصيهء اخلاقى نيست ، بلكه مبناى حقوقى دارد ، زيرا اين افراد در آن ثروتهاى طبيعى - پيش از آنكه به تملّك كسى درآيد - حق داشتند و چون نتوانستند به حق خود برسند ، حقّشان به درآمدهاى حاصله منتقل شد . گويا در نگاه دين ، آن ثروتهاى طبيعى به اين شرط به بخش خصوصى واگذار شده كه حق نيازمندان و محرومان در آن ناديده گرفته نشود .
تعبير به « للسائل والمحروم » و نظير آن « 1 » كه با لام ملكيّت يا اختصاص آمده ، مؤيّد همين ديدگاه است .
بنابراين ، ثروتهاى طبيعى پس از آنكه به وسيلهء « كار » به بخش خصوصى منتقل شد نيازمندان ، در درآمدها و توليدات حاصله از آن ، سهمى دارند . عنوان « توزيع مجدد » در واقع اشاره به همين نكته دارد .
اسلام سياست توزيع مجدد ثروتها را در ساز و كارهايى چون خمس ، زكات ، فطريه ، كفارات مالى ، انفاقات مستحبى ، وقف و مانند آن تعريف و طراحى كرده است .
شايان ذكر است توزيع مجدد در نگاه اسلام از دو طريق انجام مىگيرد ؛ از راه تكاليف مالى و انفاقات و از طريق مبادلات و عقود عقلايى شرعى ؛ يعنى هر كس مىتواند بر اساس يكى از عقود معاملاتى اسلام ، مالكيتى را كسب و يا به شخص ديگرى انتقال دهد . « 2 » از اين عقود اسلامى در فقه بحث شده و هر يك داراى شرايط و ضوابطى است كه از محل بحث خارج است .
ج . توزيع قهرى ( ارث )
هدف از نظام ارث كه اسلام وضع كرده ، توزيع گسترده و عادلانهء ثروت شخص متوفى است . « 3 »
بىشك تقسيم ثروت بر اساس قانون ارث ، به طور طبيعى موجب توزيع ثروت در ميان افراد هر طبقه از وارثان است . در اسلام تقسيم ارث بر پايهء ميزان رابطهء خويشاوندى ( قرابت ) استوار است .
از ديگر سو ، اسلام ارث پسر خوانده را كه هر كس مىتوانست به دلخواه ، شخصى را به فرزندى بپذيرد و اموال خود را در مسير انتقال به وى قرار دهد ، مردود شمرده ، فرموده است :
« « مَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ » ؛ خداوند فرزند خواندههاى شما را فرزند شما قرار نداده است ، اين گفتارهايى است كه ( تنها ) به زبان شما جارى است » . « 4 » و نيز فرمود : « وَأُوْلُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِى كِتَابِ اللَّهِ » . « 5 »
در وضع قانون ارث ، سهم مردان دو برابر سهم
هامش
( 1 ) . مانند آيهء « إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ » ( توبه ، آيهء 60 ) .
( 2 ) . ر . ك : درآمدى بر اقتصاد اسلامى ، ص 341 - / 349 .
( 3 ) . ر . ك : اسلام و چالش اقتصادى ، ص 406 .
( 4 ) . احزاب ، آيهء 4 .
( 5 ) . انفال ، آيهء 75 . قابل توجّه آنكه اين آيه ناظر به طبقات ارث و اولويت آنها بر يكديگر نيست ، بلكه ناظر به اولويت أولى الارحام نسبت به بيگانگان است ، چنانكه در تفسير نمونه ذيل آيهء 6 سورهء احزاب مشروحاً بحث شده است .