اميرمؤمنان على عليه السلام در بيانى مىفرمايد : من بيتالمال را همانند پيامبر صلى الله عليه و آله بهطور برابر تقسيم مىكنم و آن را ويژهء ثروتمندان نمىسازم : «
أعطيت كما كان رسول اللَّه يعطي بالسويّة و لم أجعلها دولةً بين الأغنياء
» . « 1 »
اين است كه در زمان حكومت كوتاه آن حضرت بر كوفه ، با وجود جنگها و درگيرىهاى پياپى ، همهء طبقات مردم از زندگى آبرومندانه برخوردار شدند .
حضرت در اين زمينه مىفرمايد :
« ما أصبح بالكوفة أحدٌ إلّاناعماً ، إنّ أدناهم منزلةً ليأكل البرّ ويجلس في الظلّ ويشرب من ماء الفرات
؛ هيچ فردى در كوفه زندگى نمىكند مگر اينكه از نعمت و رفاه نسبى برخوردار است ؛ پايينترين طبقهء مردم آن ، از نان گندم مىخورند و داراى سرپناه هستند و از آب گوارا ( فرات ) مىنوشند » . « 2 »
از سخنان ديگر امام عليه السلام استفاده مىشود كه اين مسئله اختصاص به كوفه نداشته ، بلكه اين دستور ، افرادى را كه در مناطق ديگر زندگى مىكردند نيز فرا گرفته است ، چنانكه آن حضرت در عهدنامهء مالك اشتر به مالك مىگويد :
« ثمّ اللَّه اللَّه في الطبقة السفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين والمحتاجين وأهل البؤسى والزمنى . . .
واجعل لهم قسماً من بيت مالك وقسماً من غلّات صوافي الإسلام في كلّ بلد
؛ خدا را خدا را ( در نظر داشته باشيد ) ، در مورد طبقهء ضعيف ، آنها كه راه چارهاى ندارند ؛ يعنى مستمندان و نيازمندان و تهيدستان و از كار افتادگان . . . و قسمتى از بيتالمال و قسمتى از غلّات خالصهء اسلامى را در هر محل به آنها اختصاص ده » . « 3 »
از اين مهمتر اينكه تأمين نيازهاى حياتى افراد جامعه توسط دولت اسلامى ، تنها به افراد مسلمان اختصاص ندارد ، بلكه اهل ذمه و هر كس را كه در پناه دولت اسلامى زندگى مىكند نيز شامل مىشود .
در روايتى مىخوانيم : پيرمرد نابينايى كه از مردم كمك مىخواست از كنار اميرمؤمنان عبور كرد ، امام عليه السلام فرمود : اين چه وضعى است ؟ پاسخ دادند : او مسيحى است . امام عليه السلام فرمود : تا سن پيرى و كهنسالى از او كار كشيدهايد و حال كه از كار افتاده است ، محرومش كردهايد ؟ ! زندگى او را از بيتالمال تأمين كنيد » . « 4 »
ب . دستيابى به امنيت سياسى - اقتصادى
بىشك ايجاد توازن اجتماعى ميان افراد جامعه و تقارن نسبى سطح زندگى انسانها ، از اهداف اقتصاد اسلامى است . در بينش دينى ، نابرابرىهاىِ ناشى از ميزان استعداد ، مهارت ، ابتكار ، تلاش و قابليتهاى ديگر شخصى ، پذيرفتنى است ، بلكه
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 61 .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 368 ؛ بحارالانوار ، ج 40 ، ص 327 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، عهدنامهء مالك اشتر ، نامهء 53 .
( 4 ) . « مرّ شيخ مكفوف كبير يسأل ، فقال اميرالمؤمنين عليه السلام ما هذا ؟ فقالوا : يا أميرالمؤمنين . . . نصرانيٌ ! فقال أميرالمؤمنين عليه السلام : استعملتموه حتّى إذا كبُر وعَجَز منعتموه ؟ أنفقوا عليه من بيتالمال ! » ( تهذيب الاحكام ، ج 6 ، ص 292 ، ح 811 ) .