براى بقاى حيات انسان و جامعه ضرورى است .
اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : «
لايزال الناس بخير ما تفاوتوا فإذا استووا هلكوا
؛ تا وقتى تفاوتِ ( طبيعى ) ميان انسانها هست ، به سوى رشد در حركتند ؛ ولى آنگاه كه از هر جهت يكسان شوند ، نابود مىگردند » . « 1 »
اما اگر دامنهء نابرابرىها به اينجا برسد كه عدهاى ، در توزيع منابع اوليه ، امكانات زيستى و مشاغل و فرصتهاى اجتماعى بيش از حقّ و توان و استعداد خود مطالبه كنند ، در آن صورت جامعه در معرض طغيانها و آشوبهاى شديد اجتماعى قرار مىگيرد .
قرآن مىفرمايد : « « هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَّنْ يَبْخَلُ . . . وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ » ؛ آرى ، شما همان گروهى هستيد كه براى انفاق در راه خدا دعوت مىشويد ؛ ولى بعضى از شما بخل مىورزند . . . وهرگاه سرپيچى كنيد خداوند گروه ديگرى را جايگزين كند » . « 2 »
تعبير به « يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ » اشاره به بروز تنشهاى فوق العادهء اجتماعى و سقوط اقوام و ملل دارد و گوياى اين واقعيت است كه بىتوجّهى نسبت به تأمين نيازهاى طبقهء ضعيف چقدر مىتواند خطرناك باشد ، زيرا سبب پديدآمدن انقلابهاى اجتماعى توسط طبقهء ضعيف بر ضد طبقهء مستكبر شده ، طومار زندگى آنان را در هم مىپيچد و اقوام ديگر را به جاى آنان مىنشاند .
قرآن مجيد پس از بيان حكم غنائم جنگى كه در ماجراى بنىنضير از باغها و زمينهاى كشاورزى و خانهها و اموال ديگر آنها ، نصيب مسلمانان شده بود ، به فلسفهء توزيع حساب شدهء غنائم پرداخته ، مىفرمايد : « « كَىْ لَايَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ » ؛ اين به جهت آن است كه اموال ، ميان ثروتمندان شما دست به دست نگردد ( و نيازمندان از آن محروم نشوند ) » . « 3 »
در واقع اين همان هدف نهايى اقتصاد اسلامى است كه ثروتها - چه ثروتهاى قبل از توليد و چه ثروتهاى پس از آن - تنها در دست ثروتمندان دور نزند ، بلكه بايد به صورت عادلانه ميان همه توزيع شود و هر كس به سهم خود از آن بهرهمند گردد ، زيرا تمركز و تراكم آن در دست طبقهء خاصى باعث آسيبهاى فراوان اجتماعى مىشود و امنيت را متزلزل مىسازد .
3 . انواع توزيع
الف . توزيع ابتدايى
چنانكه در سابق گذشت ، در طبيعت ، ثروتهاى فراوانى چون : زمينهاى موات ، انواع معادن نظير نفت ، طلا ، الماس و فلزات گوناگون ، آبها ، جنگلها ، حيوانات ، پرندگان و . . . وجود دارد كه حاصل تلاش و توليد مستقيم انسان نيست ، و كيفيت بهرهبردارى و چگونگى توزيع اينها در جامعه از مباحث مهم علم اقتصاد است كه مباحث آن در بخش نخست تحت عنوان « تقسيم منابع » گذشت .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 385 ، ح 10 .
( 2 ) . محمد ، آيهء 38 . ر . ك : تفسير المنير ، ج 13 ، ص 465 و تفسير نمونه ذيل آيه .
( 3 ) . حشر ، آيهء 7 .