حتى براى اداى دَيْن ، نمىتوان كسى را از داشتن مسكن يا غذا محروم كرد .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
لاتباع الدار . . . في الدَّين وذلك لأنّه لابدّ للرجل من ظلّ يسكنه . . .
؛ خانهء مسكونى و . . . را به سبب بدهكارى شخص نمىتوان فروخت ، زيرا براى هر كس داشتن مسكن و . . . از ضروريات است » . « 1 »
اسلام تأمين اين نيازهاى ضرورى را بر دو گروه واجب كرده است : 1 . بر اغنيا و ثروتمندان به عنوان تكليفى شرعى . 2 . بر دولت اسلامى به عنوان مسئوليت و تعهد .
در نگاه دين ، اگر همگان حقوق مالى خويش را پرداخت كنند و عادلانه به توزيع آن مبادرت ورزند ، آحاد مردم از آن بىنياز مىشوند .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : «
إنّ الناس يستغنون إذا عدل بينهم
؛ آنگاه كه ميان مردم عدالت ( در توزيع ثروتها و درآمدها ) حاكم شود ، همگان بىنياز مىشوند » . « 2 »
همچنين آن حضرت در كلامى ديگر فرمودند :
« لو أنّ الناس أدّوا حقوقهم لكانوا عايشين بخير
؛ اگر مردم حقوق مالى خويش را پرداخت مىكردند ، همگان از زندگى مناسب بهرهمند مىشدند » . « 3 »
در سخنى از امام حسن عسكرى عليه السلام دربارهء ويژگىهاى مردم آخرالزمان مىخوانيم : «
أغنياءهم يسرقون زاد الفقراء
؛ توانگرانشان ، توشهء فقيران را مىدزدند » . « 4 »
بر اين اساس كه بسيارى از برنامهها و سياستگذارىهاى اقتصادى اسلام ، مانند خمس ، زكات ، انفاقهاى واجب ، وقف ، هبه و غيره كه در فرهنگ دين قرار دارد و تعاليمى چون ايثار ، انصاف ، دگردوستى ، مواسات و . . . ساز و كارهاى توزيعى ثروت هستند كه اسلام جهت رسيدن به عدالت اقتصادى اجتماعى و كاهش فاصله فقر و ثروت ، طراحى كرده است .
از سوى ديگر دولت اسلامى در نگاه دين موظف است امكانات عمومى را كه به همهء مردم تعلق دارد ، به گونهاى در اختيار آحاد مردم قرار دهد كه فرصتهاى رشد و ترقى براى همگان فراهم گردد .
در كلامى از امام صادق عليه السلام در نحوهء تقسيم بيتالمال مىخوانيم : «
أهل الإسلام هم أبناء الإسلام ، أسوّي بينهم في العطاء ، وفضائلهم بينهم و بين اللَّه ، أحملهم كبني رجل واحد ، لايفضّل أحد منهم لفضله وصلاحه في الميراث على آخر ضعيف منقوص
؛ اهل اسلام فرزندان اسلامند ، من همه را در بخشش از بيتالمال ، برابر قرار مىدهم ، اگر كسى فضيلتى دارد ميان خود و خدايش است ، من همه را مانند پسران يك پدر مىدانم ، كه اگر يكى از آنان فضل و صلاحى دارد و فرزند ديگرش ضعف و نقصى دارد ، اين امور در تقسيم ارث ميان آنها تأثيرى ندارد » . « 5 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 96 ، ح 3 .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 568 ، ح 6 .
( 3 ) . همان ، ص 496 .
( 4 ) . مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 380 ، ح 13308 ، از حديقة الشيعهء اردبيلى .
( 5 ) . تهذيب الاحكام ، ج 2 ، ص 146 ، ح 255 .