تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
حتى براى اداى دَيْن ، نمىتوان كسى را از داشتن مسكن يا غذا محروم كرد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « لاتباع الدار . . . في الدَّين وذلك لأنّه لابدّ للرجل من ظلّ يسكنه . . . ؛ خانهء مسكونى و . . . را به سبب بدهكارى شخص نمىتوان فروخت ، زيرا براى هر كس داشتن مسكن و . . . از ضروريات است » . « 1 » اسلام تأمين اين نيازهاى ضرورى را بر دو گروه واجب كرده است : 1 . بر اغنيا و ثروتمندان به عنوان تكليفى شرعى . 2 . بر دولت اسلامى به عنوان مسئوليت و تعهد . در نگاه دين ، اگر همگان حقوق مالى خويش را پرداخت كنند و عادلانه به توزيع آن مبادرت ورزند ، آحاد مردم از آن بىنياز مىشوند . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « إنّ الناس يستغنون إذا عدل بينهم ؛ آن‌گاه كه ميان مردم عدالت ( در توزيع ثروت‌ها و درآمدها ) حاكم شود ، همگان بىنياز مىشوند » . « 2 » همچنين آن حضرت در كلامى ديگر فرمودند : « لو أنّ الناس أدّوا حقوقهم لكانوا عايشين بخير ؛ اگر مردم حقوق مالى خويش را پرداخت مىكردند ، همگان از زندگى مناسب بهره‌مند مىشدند » . « 3 » در سخنى از امام حسن عسكرى عليه السلام دربارهء ويژگىهاى مردم آخرالزمان مىخوانيم : « أغنياءهم يسرقون زاد الفقراء ؛ توانگرانشان ، توشهء فقيران را مىدزدند » . « 4 » بر اين اساس كه بسيارى از برنامه‌ها و سياستگذارىهاى اقتصادى اسلام ، مانند خمس ، زكات ، انفاق‌هاى واجب ، وقف ، هبه و غيره كه در فرهنگ دين قرار دارد و تعاليمى چون ايثار ، انصاف ، دگردوستى ، مواسات و . . . ساز و كارهاى توزيعى ثروت هستند كه اسلام جهت رسيدن به عدالت اقتصادى اجتماعى و كاهش فاصله فقر و ثروت ، طراحى كرده است . از سوى ديگر دولت اسلامى در نگاه دين موظف است امكانات عمومى را كه به همهء مردم تعلق دارد ، به گونه‌اى در اختيار آحاد مردم قرار دهد كه فرصت‌هاى رشد و ترقى براى همگان فراهم گردد . در كلامى از امام صادق عليه السلام در نحوهء تقسيم بيت‌المال مىخوانيم : « أهل الإسلام هم أبناء الإسلام ، أسوّي بينهم في العطاء ، وفضائلهم بينهم و بين اللَّه ، أحملهم كبني رجل واحد ، لايفضّل أحد منهم لفضله وصلاحه في الميراث على آخر ضعيف منقوص ؛ اهل اسلام فرزندان اسلامند ، من همه را در بخشش از بيت‌المال ، برابر قرار مىدهم ، اگر كسى فضيلتى دارد ميان خود و خدايش است ، من همه را مانند پسران يك پدر مىدانم ، كه اگر يكى از آنان فضل و صلاحى دارد و فرزند ديگرش ضعف و نقصى دارد ، اين امور در تقسيم ارث ميان آنها تأثيرى ندارد » . « 5 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 96 ، ح 3 . ( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 568 ، ح 6 . ( 3 ) . همان ، ص 496 . ( 4 ) . مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 380 ، ح 13308 ، از حديقة الشيعهء اردبيلى . ( 5 ) . تهذيب الاحكام ، ج 2 ، ص 146 ، ح 255 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 339 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي