از نگاه يهود ، توليد تنها فعاليتى ضرورى براى جلوگيرى از فقر به شمار مىرفت . با ظهور كليساى پروتستان ، كار و توليد ، مظهر ارادهء الهى قلمداد شد و ارزش ذاتى يافت . اين انديشه مبناى پيدايش دوران شكوفايى اقتصاد سرمايهدارى شد . « 1 »
اسلام به كار و توليد ، ارزش واقعى بخشيد و از طريق آموزههاى تربيتى و فرهنگى خاص خود ، شرايط لازم را جهت توليد و بهرهبردارىِ صحيح از طبيعت ، فراهم ساخت و همگان را به تشريك مساعى در آن فرا خواند . دليلش هم روشن بود ، زيرا اسلام ، خواهان عزت و استقلال جامعهء اسلامى بود ، و هرگونه تسلّط بيگانه و وابستگى به آنان را مردود مىدانست ، و بنابر اصل محكم نفى سبيل : « وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » « 2 » ، و برترى اسلام :
« الإسلام يعلو و لايُعلى عليه » « 3 »
، طبيعى بود كه ، توليد انواع فرآوردههاى مادى و فيزيكى از يك طرف و تربيت نيروهاى متخصص انسانى ومجهز شدن به آخرين دستاوردهاى علمى بشر از سوى ديگر ، در سرلوحهء آموزههاى دينى اين آيين آسمانى قرار گيرد ، لذا پس از ظهور اسلام ، در پرتو تعليمات آن ، تمدن بزرگ اسلامى به سرعت ، شكل يافت و سطح وسيعى از جغرافياى آن روز را در بر گرفت .
اسلام براى تحقق اين هدف ، از راهها و شيوههاى گوناگونى استفاده كرد از جمله :
الف . فرهنگ سازى ( اصلاح نگرش )
اسلام با ترويج فرهنگ توليد و كار ، و ارزشگذارى معنوى بر فعاليتهاى توليدى ، زيرساختهاى فكرى بشر را در موضوع كار و توليد ، چنان اوج داد كه « كار و توليد » در رديف يكى از عبادتها قرار گرفت « 4 » ، و كرامت و مقام انسان نزد خداوند به آن گره خورد « 5 » ، و تلاش جهت توليد و كار ، به مثابهء جهاد در راه خداوند قلمداد شد « 6 » ، و بالاخره پيامبر اين آيين پاك - مطابق نقل ابن اثير در اسدالغابه - پس از بوسيدن دستان پينه بستهء كارگرى ، فرمود : «
هذه يدٌ لا تمسّها النار
؛ اين دستى است كه آتش دوزخ به آن نمىرسد » . « 7 »
در اين بينش ، انسانهاى بيكار ، سربار جامعه معرفى شدند ، و افزون بر سقوط معنوى و تزلزل موقعيت اجتماعىشان ، دور از رحمت خدا به شمار آمدند . « 8 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : فرهنگ كار ، ص 12 - / 23 .
( 2 ) . نساء ، آيهء 141 .
( 3 ) . شرح مسلم نووى ، ج 11 ، ص 52 ؛ فتح البارى ، ج 9 ، ص 370 ؛ عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 226 .
( 4 ) . ر . ك : مسند احمد ، ج 3 ، ص 147 ؛ صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 66 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 460 .
( 5 ) . امام كاظم عليه السلام فرمود : « إن اللَّه ليبغض العبد الفارغ ؛ خداوند بندهءبيكار را دشمن مىدارد » ( من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 169 ، ح 3635 ) .
( 6 ) . امام صادق عليه السلام فرمود : « الكادّ على عياله كالمجاهد فى سبيل اللَّه » ( كافى ، ج 5 ، ص 88 ) .
( 7 ) . اسدالغابة ، ج 2 ، ص 269 .
( 8 ) . ر . ك : كافى ، ج 4 ، ص 12 و ج 5 ، ص 72 به بعد . در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم : « لاتكسل عن معيشتك فتكون كلًاّ على غيرك » . ( كافى ، ج 5 ، ص 86 ) و نيز از آن حضرت مىخوانيم : « إنّ اللَّه يُبغض كثرة النوم وكثرة الفراغ » . ( كافى ، ج 5 ، ص 84 )