تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
اهميت فوق العاده‌اى برخوردار است ، زيرا دوام و قوام امور اقتصادى در جوامع بشرى به آن وابسته است . حتى امروزه ميزان ثبات و امنيت هر كشورى ، با ظرفيت و توان توليدى آن سنجيده مىشود . بالا بودن سطح توليد در هر جامعه‌اى ، از معيارهاى سنجش پيشرفت اقتصادى آن به شمار مىرود ، لذا « كشورهاى پيشرفته » به آن دسته از كشورها اطلاق مىشود كه داراى سطح بسيار بالايى از توليدات ، اعم از كالا و خدمات هستند . در مقابل از كشورهايى كه از سطح توليدات داخلى ناچيزى برخوردارند « كشورهاى عقب مانده » ياد مىشود . چنان‌كه خواهد آمد در بينش اسلام نيز « توليد » مهم‌ترين ركن اقتصاد اسلامى به شمار مىرود و افزايش نرخ آن از اهداف اقتصادى جوامع اسلامى است و بسيار مورد تأكيد و توصيه است .

تعريف توليد :

انسان بر خلاف بيشتر حيوانات ، غالباً احتياجات خويش را به طور آماده از طبيعت دريافت نمىكند ، بلكه با تصرّف و تغيير در طبيعت و انجام كار ، روى آن به نيازهاى خويش دست مىيابد . خواه آن كار به صورت تبديل شىء به شيئى باشد ، يا جابجايى كالا از نقطه‌اى به نقطهء ديگر . در علم اقتصاد به مجموع عملياتى كه طىّ آن ، شكل نخستين مواد ، تغيير مىيابد و يا جابجا مىشود « توليد » ناميده مىشود . به بيان ديگر « توليد » عبارت است از فعاليتى كه با به‌كارگيرى و سازماندهى سلسله عوامل و نهاده‌هايى همچون سرمايه و منابع طبيعى ، به ايجاد كالا و خدمات مىانجامد . « 1 » در يك جملهء كوتاه و ساده‌تر مىتوان توليد را به « ايجاد فايده » تعريف كرد . « 2 » البته مقصود از توليد در اينجا اعم از توليد كالا يا خدمت است ، بنابراين كار پرستارى كه در بيمارستان‌ها خدمت مىكند يا مأمور بهداشتى كه به نظافت خيابان‌ها و پارك‌ها اشتغال دارد ، نيز « توليد » محسوب مىشود . امروزه نظريه‌پردازان اقتصاد بر اين باورند كه منابع طبيعى ، سرمايه‌هاى فيزيكى ، تكنولوژى و نيروى انسانى ، مجموعهء عناصرى هستند كه در توليد و ايجاد كالا و خدمات ، نقش اصلى را ايفا مىكنند ، در اين ميان سرمايهء انسانى و بهره‌ورىِ درست از آن ، پايهء اصلى ثروت ملت‌ها را تشكيل مىدهد . « 3 »

1 . توليد و شيوه‌هاى تشويق به آن در اسلام

در بسيارى از اقوام تاريخى گذشته ، كار و توليد را امرى سخيف و ويژهء بردگان و انسان‌هاى ضعيف مىدانستند . اين تلقى در برخى از جوامع ، تا اين اواخر باقى بود .
هامش
( 1 ) . ر . ك : فرهنگ اصطلاحات كار و تأمين اجتماعى ، ص 118 ؛ مبانى و اصول علم اقتصاد ، ص 142 . ( 2 ) . درآمدى بر اقتصاد اسلامى ، ص 281 . ( 3 ) . ر . ك : توسعهء اقتصادى در جهان ، ج 1 ، ص 473 .