تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
احتكار نيز نوعى ايجاد بازار سياه است و مىدانيم حكومت اسلامى حق دارد انبارهاى محتكران را بگشايد و كالاها را به مردم عرضه كند . مواردى نيز وجود دارد كه عرضه كالا كم نيست و توليد به اندازهء كافى است ؛ اما عرضه كنندگان - با هماهنگى - در مقام اجحاف بر مىآيند و قيمت كالا را بىدليل به‌طور چشمگير افزايش مىدهند . اينجاست كه حكومت مىتواند دخالت و قيمت‌گذارى كند و يا كالاهاى ذخيره كردهء خود را وارد بازار كند و از اين طريق قيمت‌ها را بشكند . نتيجه اينكه نهى از قيمت‌گذارى در روايات اسلامى و يا به بيان ديگر ، قرار داشتن قيمت‌ها در دست خدا مربوط به موارد خاصى است و استفادهء از قاعدهء « لاضرر » مربوط به موارد ديگرى است . اين نكته نيز گفتنى است كه به عقيدهء بعضى از فقها ، والى حسبه همان‌گونه كه از زياده‌روى در قيمت پيش‌گيرى مىكند ، از پايين آوردن قيمت ( به قصد ضرر و زيان به ديگر بازاريان ) نيز جلوگيرى مىنمايد . اين فتوا از مالك - يكى از ائمهء اربعهء اهل سنّت - نقل شده است « 1 » و با توجه به هماهنگى اين فتوا با قاعدهء « لاضرر » ، موافقت با آن مانعى ندارد .

2 . پيش‌گيرى از تشكيل بازار سياه

بازار سياه كه در اصطلاح فقهى « احتكار » نام دارد ، از امورى است كه در اسلام به شدّت از آن نهى شده است . احتكار از ريشهء « حُكر » به معناى ذخيره‌سازى و نگه‌داشتن و انباشتن « 2 » و در اصطلاح فقها « خريدارى كالا به هنگام گرانى و نياز مردم و نگهدارى و انبار كردن آن براى افزايش قيمت است » . « 3 » در اسلام از احتكار نهى شده و در مواردى كه به نيازهاى ضرورى مردم مرتبط باشد ، تحريم گرديده است . احتكار سبب افزايش بىرويه ثروت و سوء استفادهء محتكران مىشود و بر اثر آن نرخ‌ها به صورت ساختگى بالا مىرود و سبب فشار بر طبقهء ضعيف جامعه مىگردد . دولت اسلامى براى پيش‌گيرى از احتكار و ايجاد بازار سياه بايد از نظارت خود استفاده و با برخورد به هنگام و مناسب ، از سودجويى محتكران و ستم به تودهء مردم پيش‌گيرى كند . يكى از شارحان نهج‌البلاغه در شرح جملهء معروف امام اميرمؤمنان در عهدنامهء مالك اشتر : « فمن قارف حُكْرة بعد نهيك إيّاه فنكّل به ، و عاقبه في غير إسراف ؛ هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد ، او را مجازات كن ؛ ولى در مجازاتش از زياده‌روى بپرهيز » « 4 » مىگويد : « آن حضرت به مالك فرمان داد بدون زياده‌روى محتكر را تأديب كند ، چرا كه احتكار از
هامش
( 1 ) . ر . ك : المجموع نووى ، ج 13 ، ص 50 ؛ موسوعهء فقهيه ( كويتيه ) ، ج 11 ، ص 310 ، واژهء تسعير . ( 2 ) . لسان العرب ، واژهء « حكر » . ( 3 ) . المجموع نووى ، ج 13 ، ص 44 . ( 4 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 53 .