تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
و به قصابان فرمود : « يا معشر اللّحّامين ، من نفخ منكم فى اللّحم فليس منّا ؛ اى قصّابان ! هر كس از شما كه در گوشت بدمد ( تا فربه جلوه كند ) از ما نيست » . « 1 » از روايات فوق به خوبى استفاده مىشود كه حاكم اسلامى تا چه اندازه بايد بر بازار اقتصادى جامعه نظارت كند و كنترل مستقيم خود را بر آن اعمال دارد .

تاريخچهء حسبه در اسلام :

مسألهء حسبه و نظارت ويژه و بازديد از بخش‌هاى مختلف جامعه ريشه در تاريخ اسلام دارد ؛ در كتاب پيام قرآن در اين مورد آمده است : « ادارهء « حسبه » در دوران خلفا ، يكى از ادارات معروف بود ، كه بر كار كسبه و تجّار و كشاورزان و توده‌هاى مردم از نظر تخلفات و منكرات ، نظارت مىكرد و محتسبان هر جا كار خلافى مىديدند مرتكب يا مرتكبين را نهى مىكردند و اگر مؤثّر نمىافتاد او را در همانجا مجازات مىنمودند ، يا دستگير كرده تحويل قاضى و زندان مىدادند . به عقيدهء بعضى ريشهء اين مسأله به عصر پيامبر صلى الله عليه و آله باز مىگردد كه او خود كار محتسب را انجام مىداد ، و گاه در غياب خويش فردى را براى اين منظور انتخاب مىكرد ؛ ولى بايد پذيرفت كه به كار گرفتن اين واژه در آن عصر و زمان و حتى در بسيارى از كلمات فقهاى پيشين معمول نبوده ، و به نظر مىرسد كه اين واژه نخست در عصر خلفاى اموى و عباسى ، براى اين شاخهء امر به معروف و نهى از منكر انتخاب شد . به هر حال اخبارى كه از عصر پيامبر صلى الله عليه و آله به دست ما رسيده نشان مىدهد كه هر چند كلمهء « حسبه » با معنى و مفهوم امروز در آن عصر ، متداول نبوده و ليكن مفهوم واقعى آن يعنى نظارت بر مسائل اجتماعى از سوى حكومت اسلامى كاملًا مراعات شده است ، گاه پيامبر صلى الله عليه و آله اين وظيفه را به بعضى از افراد واگذار مىكرده و گاه شخصاً آن را انجام مىداده است . از جمله در حديثى مىخوانيم پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سعيد بن سعيد بن عاص را بعد از فتح مكه مأمور بازار مكه كرد ( تا بر امر خريد و فروش صحيح و عادلانه نظارت كند ) . « استعمل رسول اللَّه سعيد بن سعيد بن العاص بعد الفتح على سوق مكة » . « 2 » حتى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه بعضى از زنان ، در امور مربوط به زنان ( مسائل حجاب و امثال آن ) نظارت داشتند ، از جمله زنى به نام « سحراء » دختر نهيك « 3 » كه عصر پيامبر صلى الله عليه و آله را
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 100 ، ص 102 ، ح 45 . اين روايت با اندكى تفاوت در كنز العمال ، ج 4 ، ص 158 ، ح 9969 آمده است . لازم به توضيح است كه گاه براى كندن پوست ضخيم حيوان ، گوشه‌اى از بدن او را سوراخ مىكنند و در آن مىدمند تا پوست به طور كامل جدا شده و به راحتى كنده شود و گاه در پوستهء رقيقى كه زير آن است ، مىدمند تا حيوان فربه جلوه كند كه اين نوعى تقلّب و غش و حرام است و همان‌گونه كه علامهء مجلسى در بحار آورده ، معناى دوم در اينجا مناسب‌تر است . ( ر . ك : بحارالانوار ، ج 62 ، ص 326 ) . ( 2 ) . تراتيب الادارية ، كتّانى ، ج 1 ، ص 285 ( او اين روايت را از ابن عبدالبر از استيعاب نقل مىكند ) . ( 3 ) . نهيك ( بر وزن شريك ) در اصل به معنى شتر قوى و شمشيربرنده است و به افراد قاطع نيز گفته مىشود .