روزى به بازار آمد ، تودهاى از خرما را ديد كه روى هم ريخته ، حضرت دست خود را داخل آن كرد و در آن ترى و نمناكى يافت ، فرمود : «
ألا من غشّنا فليس منّا
؛ آگاه باشيد ! هر كس كه با ما ( مسلمانان ) تقلب نمايد ، از ما نيست » . « 1 »
3 . امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بازار مدينه عبور مىكرد ، طعامى را ديد . به صاحب آن گفت : طعامت چقدر خوب و تميز است ! آنگاه از قيمتش پرسيد ؟ در همين حال ، خداوند به آن حضرت وحى كرد كه دستش را در آن طعام فرو برد ( و آن را زير و رو نمايد ) رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين كرد و از ميان آن ، جنسهاى نامرغوب را بيرون آورد ( روشن شد كه فروشنده تقلّب كرده است ) آنگاه فرمود : «
ما أراك إلّاوقد جمعت خيانةً وغشّاً للمسلمين
؛ تو خيانت و تقلّب با مسلمانان را با هم جمع كردى » . « 2 »
4 . على عليه السلام به بازار مىآمد و مىفرمود : «
يا أهل السّوق ، إتّقوا اللَّه وإيّاكم والحلف ، فإنّه ينفق السِّلعة ، ويمحق البركة ، فإنّ التّاجر فاجر إلّامن أخذ الحقّ وأعطاه
؛ اى بازاريان تقواى الهى پيشه كنيد و از سوگند بپرهيزيد ! چرا كه سوگند خوردن هر چند كالايتان را به فروش مىرساند ولى بركت را مىبرد .
تاجر فاجر و گنهكار است مگر آن كس كه حق را بگيرد و بدهد ( روى موازين حق معامله كند ) » .
در ادامهء روايت آمده است كه آن حضرت پس از چند روز ، بار ديگر در بازار ، همين سخنان را تكرار مىكرد . « 3 »
مطابق نقل كنزالعمّال على عليه السلام در بازار ، جايگاهى داشت كه هرگاه به بازار مىآمد روى آن مىايستاد و همين جملات را بيان مىفرمود . « 4 »
5 . امام باقر عليه السلام فرمود : « على عليه السلام هر روز به بازار كوفه مىآمد ، در حالى كه تازيانه بر دوش خود مىگذاشت و از بخشهاى مختلف بازار بازديد مىكرد . آن حضرت كنار هر قسمتى از بازار مىايستاد و مىفرمود :
يا معشر التّجار . . .
و آنها را نصيحت مىكرد » . « 5 » ( تازيانهاى كه حضرت با خود حمل مىكرد براى اين بود كه افراد سركش را با آن تعزير كند ) .
6 . اصبغ بن نباته مىگويد : با على عليه السلام همراه شدم ، آن حضرت در بازارمىگشت و كيلهاوترازوها را كنترل مىكرد و بازاريان را به دقت در پيمانه و ترازو فرمان مىداد : (
. . . وهو يطوف فى السوق ، يوفى الكيل والميزان . . . فيأمرهم بوفاء الكيل والميزان
) . « 6 »
گاه آن حضرت براى فروشندگان خاص ، دستور ويژهاى مىداد ؛ مثلًا مطابق روايتى وارد بازار شد
هامش
( 1 ) . مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 9 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 209 ، ح 8 .
( 3 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 250 ، ح 15274 . شبيه به اين روايت در كنز العمال ، ج 4 ، ص 175 ، ح 10043 آمده است . در پاورقى بحار ( ج 40 ، ص 332 ) « ينفق السلعة » به معناى ينفد و يفنى ( از بين مىبرد و نابود مىكند ) تفسير شده است كه بنابراين ، معناى جمله اين مىشود كه سوگند هم متاع را از بين مىبرد و هم بركت را .
( 4 ) . ر . ك : كنز العمال ، ج 4 ، ص 175 ، ح 10043 .
( 5 ) . كافى ، ج 5 ، ص 151 ، ح 3 . در انساب الاشراف ( ص 140 ) نيزآمده است : كان على عليه السلام يطوف فى السوق و معه درّة .
( 6 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 271 .