1 . مسئوليت حكومت دربارهء مردم
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
كلّكم راع و كلّكم مسئول عن رعيّته ، فالأمير راع على رعيّته و هو مسئول عنهم
؛ همهء شما ناظر و مراقب و دربارهء زيردستان خود مسئوليد ، ازاينرو فرمانروا سرپرست و نگهبان بر رعيت است و در ارتباط با آنها مسئول است » . « 1 »
بخش مهمى از مسئوليت در برابر مردم ، نظارت بر بازار و نظام اقتصادى جهت سياستگذارى صحيح براى رشد و توسعهء اقتصادى ، بسط عدالت اجتماعى و جلوگيرى از اجحاف و ستم به مردم است .
در خصوص مسئوليت در امور اقتصادى و داد و ستد و تجارت ، اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامهء معروف مالك اشتر ، ضمن توصيه به مالك براى نيكى و محبت به بازرگانان و صنعتگران و تمجيد از تلاشهاى آنان و رسيدگى به امورشان مىفرمايد :
« و اعلم - مع ذلك - أنّ في كثير منهم ضيقاً فاحشاً ، وشُحّاً قبيحاً ، واحتكاراً للمنافع ، وتحكّماً فى البياعات ، وذلك باب مضرّة للعامّة ، وعيب على الولاة
؛ با وجود اين بدان ! بسيارى از آنان مردمى تنگنظر ، و سخت بخيلاند ، احتكار مىكنند ، و به دلخواه خود بر كالاى مردم قيمت مىگذارند و با اين عمل به تودهء مردم زيان مىرسانند و سبب عيب و ننگ واليان مىشوند » . « 2 »
در دستور امام عليه السلام به مراقبت از بازرگانان و صنعتگران به دو نكتهء مهم توجه شده است : اوّل آن كه قيمتگذارى غير منصفانه ، زيان تودهء مردم را به همراه دارد و طبعاً با توجّه به مسئوليت حكومت براى عدم اضرار به مردم ، بايد بر بازار و نرخها مراقبت نمايد . دوم آن كه احتكار و گرانفروشى تاجران ، مايهء ننگ دولتمردان است ، زيرا زيان مردم و آسيبهاى اقتصادى آنان از سوى سودجويان ، نشانهء ضعف دستگاه حكومتى است و به همين سبب عيب حكومت است .
2 . عنوان حسبه
افزون بر مسئوليت كلى دولت در برابر مردم كه بخشى از آن مربوط به نظارت بر نظام اقتصادى جامعه است ، در روايات اسلامى دستورات ويژهاى براى نظارت بر جامعه از جمله بازار آمده است كه فقها از آن تعبير به « حسبه » مىكنند و مأموران رسيدگى به اين نوع امور را « محتسب » مىنامند ، هر چند در واقع ، حسبه ، بخشى از حكومت اسلامى محسوب مىشود و محتسبها از طرف حكومت تعيين مىگردند .
« ابن منظور » مىنويسد : « حسبه » در لغت به معناى اجر و پاداش آمده و از اين رو احتساب به معناى طلب اجر است . همچنين به معناى حسن تدبير و دقّت نظر نيز آمده و گاه به معناى تجسّس و جستجو و پىگيرى است : «
فلان يتحسّب الأخبار اى يتجسّسها
» . به همين مناسبت به معناى انكار عمل زشت ديگرى استعمال مىشود ؛ مىگويند : «
احتسب
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 111 ؛ در صحيح بخارى ( ج 1 ، ص 215 ) و عوالى اللئالى ( ج 1 ، ص 129 ) به جاى « فالامير » كلمهء « الامام » آمده است .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .