محدّث معروف بخارى در صحيحش روايت مىكند : سالم از پدرش نقل مىكند : «
لقد رأيت الناس في عهد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يبتاعون جزافاً يعني الطعام ، يُضربون أن يبيعوه في مكانهم حتّى يؤوه إلى رحالهم
؛ در زمان پيامبر مىديديم افرادى كه كالاى خود را مجازفةً يعنى بدون قبض ، مىفروختند ( از طرف مأموران دولتى ) مجبور مىشدند تا از آن كار دست بردارند و متاع را در اختيار مشترى بگذارند » . « 1 »
همچنين برابر گزارشهاى تاريخى ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه ، سعيد فرزند سعيد بن العاص را مأموريت داد تا به امور بازار مكه رسيدگى كند . « 2 »
نيز مىخوانيم پيامبر صلى الله عليه و آله از كنار مردى گذشت كه مشغول فروختن غذايى بود كه خوب و بد و ارزان قيمت و گرانقيمت را مخلوط كرده بود . حضرت فرمود : چه چيز تو را به اين كار واداشت ؟ عرض كرد : مىخواهم از سودش انفاق كنم . حضرت امر كرد كه بد و خوبش را از هم جدا كن ! اين كار غش در معامله و حرام است . « 3 »
در تاريخ مىخوانيم اميرمؤمنان على عليه السلام در حالى كه آمادهء اجراى احكام الهى بود ، در بازارهاى كوفه قدم مىزد و مردم را ارشاد مىنمود ( و اگر به تخلفى برخورد مىكرد همان جا حكم را صادر فرموده ، اجرا مىنمود ) . « 4 »
آن حضرت در عهدنامهء مالك اشتر امر كرد تا تجار و بازرگانان را از احتكار و حبس طعام منع كنند (
فامنع من الاحتكار فإنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله منع منه
) . « 5 »
همچنين به رفاعه - قاضى خويش در اهواز - امر كرد تا محتكران را به اشدّ مجازات كيفر داده و اموالى را كه احتكار كردهاند در معرض ديد همگان قرار دهد (
أنْهِ عن الحكرة ، فمن ركب النهي فأوجعه ثمّ عاقبه بإظهار ما احتكر
) . « 6 »
مراقبت و رسيدگى به امر بازار در عصر خلفا نيز به شدت دنبال مىشد .
برابر نقلهاى تاريخى خليفهء دوم خود شخصاً در بازار به امور حسبه مىپرداخت و بر آن نظارت مىكرد و از ترازوها مراقبت مىنمود (
كان عمر بن الخطاب يقوم بوظيفة الحسبة بنفسه فكان يشارف السوق ويراقب الموازين
) . « 7 »
وى همچنين دو زن به نامهاى « الشفا » و « سمراء » دختر « نُهيك اسدى » را به بازرسى بازار مدينه گمارد . « 8 » و نيز « عبداللَّه بن عتبه » را جهت بازرسى ونظارت بر كسب و كار بازار مأمور ساخت . « 9 »
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 3 ، ص 23 .
( 2 ) . استيعاب ، ج 2 ، ص 619 ، شمارهء 984 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 4 ، ص 159 ، ح 9974 . ( ميِّز كلّ واحد منهما على حدة ، ليس فى ديننا غشّ )
( 4 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 283 ، باب 2 از ابواب آداب التجارة و كنز العمال ، ج 5 ، ص 816 .
( 5 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 53 .
( 6 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 36 .
( 7 ) . معالم القربة ، ص 13 .
( 8 ) . حسبه ، ص 29 ، به نقل از القضاء فى الاسلام ، ص 181 - / 182 .
( 9 ) . كنز العمال ، ج 5 ، ص 815 ، ح 14467 . براى اطلاع بيشتر ر . ك : مقالهء « نظارت بر نظام اقتصادى » در همين كتاب .