تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
لحاظ تأثيرپذيرى از نفع‌طلبىهاى فردگرايانه به يقين ، به تنهايى از عهدهء آن بر نمىآيد ، به همين جهت براى ساختن نظام‌هاى عادلانه به پيامبران الهى و كتب آسمانى نياز است : « لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ » . « 1 » از سوى ديگر يكى از وظايف مهم و خطير دولت اسلامى ، آبادانى و اصلاح جامعه است . اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامهء مالك اشتر دربارهء وظيفهء حاكم اسلامى مىفرمايد : « واستصلاح أهلها وعمارة بلادها ؛ انسان‌ها را اصلاح كنى و شهرها را آباد سازى » . « 2 » سازندگى و آبادانى اجتماعى كه شامل تمام قشرهاى جامعه شود ، بدون اجراى عدالت بىمعناست ، زيرا تا عدالت اجرا نگردد ، اين‌گونه سازندگى وجود ندارد . اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد : « لايكون العمران حيث يجور السلطان ؛ آن‌گاه كه حاكم ظلم نمايد ، سازندگى و آبادانى واقعى صورت نمىگيرد » . « 3 » همچنين مىفرمايد : « ما حُصّن الدول به مثل العدل ؛ هيچ دژى به ميزان عدالت ، حاكميت را ( از آفات ) حفظ نمىكند » . « 4 » اجراى عدالت ضامن بقاى حاكميت است . عدالت از هر ارتش و سپاهى ، نجات بخش‌تر است . اميرمؤمنان على عليه السلام در كلامى ديگر مىفرمايد : « اجعل الدين كهفك والعدل سيفك تَنْجُ من كلّ سوء وتظهر على كلّ عدوّ ؛ دين را پناهگاه خود ساز و عدالت را به جاى شمشير به كار بر ، تا از هر بدى آسوده شوى و بر هر دشمنى پيروز گردى » . « 5 » به يقين عدالت اجتماعى در بسيارى از موارد نياز به چشم‌پوشى از منافع شخصى و ايثار و فداكارى دارد و اين امر بدون انگيزه‌هاى مذهبى و ايمان دينى ميسّر نيست . حال سؤال اساسى اين است كه بستر عدالت و ظرف تحقق آن كجاست ؟ بىترديد يكى از عرصه‌هاى مهم براى اقامهء قسط و داد ، بازار است ، زيرا بازار به خودى خود چنان است كه عدالت در آن به راحتى قربانى مىشود ، اجحاف ، بىانصافى ، ناديده گرفتن حقوق توليد كننده ، احتكار ، فرصت‌طلبى واسطه‌ها و دلالان و . . . در بازار رشد مىكند و بازار به خودى خود هيچ اهرمى براى مقابله با اين بىعدالتىها در دست ندارد . اين است كه حضور حكومت دينى براى تحقق قسط و عدل و جلوگيرى از اجحاف و بيدادگرى در بازار و اقتصاد ، امرى حياتى و ضرورى است . ازاين‌رو ، براى اجراى عدالت از قيمت‌گذارى اموال مردم به كمتر از استحقاق ، منع شده است ، ( اين مطلب را مىتوان در معناى وسيع « بَخْس » ( / كم گذاردن حقوق ) كه در آيهء « أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ » از قول پيامبر الهى ، حضرت شعيب عليه السلام نقل
هامش
( 1 ) . حديد ، آيهء 25 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 53 . ( 3 ) . غررالحكم ، ح 8050 . ( 4 ) . عيون الحكم والمواعظ ، ص 476 . ( 5 ) . غررالحكم ، ح 1422 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 281 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي