حضرت آدم و همسرش حوا عليهما السلام در باغى از باغهاى دنيا ساكن شدند « 1 » به آنها خطاب شد : « وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا » . « 2 » گرچه از بعضى از محدوديتها به عنوان آزمايش نيز بودند : « وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ » « 3 » .
اطلاق تعبيراتى چون « كُلُوا مِنْ رِّزْقِ رَبِّكُمْ » « 4 » نيز چنين رخصت و وسعتى را اقتضا دارد ، چنانكه خطاب عتابآميز « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ » « 5 » و خطاب « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ . . . » « 6 » نيز از بعضى از حصاركشىهاى غير معقول در مصرف ، جلوگيرى مىكند .
البته آزادىهاى مزبور هيچگاه منافاتى با نظارتهاى دقيق و هدفمند حكومت اسلامى و اعمال بعضى از محدوديتها ندارد ؛ محدوديتهايى كه باعث مىشود آزادى در نظام اقتصاد اسلامى از آزادى بىبند و بار و مطلقى كه در اقتصاد سرمايهدارى مشاهده مىشود ممتاز شود ، چنانكه اصل آزادى ، اقتصاد اسلامى را از اقتصاد سوسياليستى كه اراده و اختيارى را براى فعّاليتهاى اقتصادى قائل نيست ، متفاوت مىسازد .
به بيان ديگر ، گرچه بر اساس قاعدهء سلطنت (
الناس مسلطون على اموالهم
) فعالان اقتصادى آزاد هستند كه اموال و سرمايههاى خود را به هر طريقى كه بخواهند به جريان بيندازند و از آن بهرهمند شوند و بر اساس «
كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى » « 7 »
تا زمانى كه نهى خاصّى وارد نشده ، هر نوع فعاليت اقتصادى ، مباح خواهد بود ؛ ولى از آنجايى كه مؤمن يعنى فعّال اقتصادى كه به مبدأ و معاد ايمان آورده ، به دنبال منفعتى برتر و سعادتى پايدارتر است و منفعت و سعادت دنيا و آخرت با هم براى او ملحوظ است طبيعى است كه بر اساس عقل و وحى با محدوديتها و تكاليفى مواجه شود . محدوديتها و تكاليفى كه نمىگذارند انگيزههاى سودجويى و منفعتپرستى افراطى ، سبب بروز كارتلها و تراستهايى شود كه آزادى واقعى و سازنده را از طبقات ديگر جامعه سلب كرده ، به اهرمهاى فشارى مبدل شوند كه ساير بخشهاى اجتماعى را تحت سيطرهء خود قرار دهند و در نهايت همهء طبقات جامعه ، در تمام مسائل اجتماعى و سياسى ، وابسته و اسير خواستههاى آنان گردند .
* * * اين تكاليف به شكل فشرده و فهرستوار ، عبارتند از :
الف . پرهيز از فساد : « كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ » « 8 » و حرام خبيث : « يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّباً » . « 9 »
هامش
( 1 ) . بنابراين كه مقصود از « الجنه » باغ دنيايى بوده باشد ، چنانكه دركافى و علل و تفسير قمى از امام صادق عليه السلام نقل شده : « إنها كانت من جنان الدنيا يطلع فيها الشمس والقمر » ( ر . ك : صافى ، ج 1 ، ص 34 ) .
( 2 ) . بقره ، آيهء 35 .
( 3 ) . سبأ ، آيهء 35 .
( 4 ) . سبأ ، آيهء 15 .
( 5 ) . اعراف ، آيهء 32 .
( 6 ) . مائده ، آيهء 87 .
( 7 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 317 ، ح 937 .
( 8 ) . بقره ، آيهء 60 .
( 9 ) . بقره ، آيهء 168 .