تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
كار گيرند : « لا يزال الناس بخير ما تفاوتوا فإذا استووا هلكوا » « 1 » و به بيان ديگر توجه داشته باشند كه تحميل تساوى در جهات مختلف صورت نپذيرد ، زيرا هر كسى براى كارى آفريده شده و اگر به كارى كه لايق آن است و با نهاد و سرشت و استعداد او هماهنگ است و تحميلى بر جوهره و روحش به حساب نمىآيد گماشته شود مىتواند با سهولت و آسانى آن را انجام دهد : « اعملوا فكلٌّ ميسّر لِما خلق له » . « 2 » بر همين اساس است كه اميرمؤمنان على عليه السلام در جواب والى خود در ارتباط با نهرى كه نياز به لايروبى داشت فرمود : گروهى از حوزهء مأموريت تو از من خواستند كه نامه‌اى براى تو بنگارم كه در انجام چنين كارى آنها را جمع كنى و نيروى آنها را در حفر و عمران نهر و تأمين هزينهء آن به‌كارگيرى ؛ ولى دوست ندارم كسى را به كارى كه از آن كراهت دارد مجبور سازى ؛ پس آنان را بخوان و هر كسى دوست دارد در انجام اين كار عمرانى كار كند او را به آن فرمان ده : « اما بعد فان قوماً من اهل عملك اتَوْنى . . . وسألونى الكتاب اليك لتأخذهم وتجمعهم لحفره والانفاق عليه ولست ارى ان أجبر أحد على عمل يكدحه فأدعهم إليك . . . فمن أحبّ أن يعمل فمُرْه بالعمل . . . » . « 3 » قابل توجه است كه براى اينكه بين افراد زحمت‌كش و غير آنها تفاوت حاصل شود ، مىافزايد : البته نهر ، مال كسانى است كه براى آن زحمت مىكشند : « وان النهر لمن عمله دون من كرهه » . در بيان ديگرى آن حضرت تفاوت‌هاى تكوينى انسان‌ها را سبب قوام و استوارى زندگى معرفى مىكند و مىفرمايد : « . . . إذ خالف بحكمته بين هممهم وإرادتهم وسائر حالاتهم وجعل ذلك قواماً لمعايش . . . أتقن تدبيره لمخالفته بين هممهم » . « 4 » جالب توجه است كه گويا بر همين اساس ، در يكى از بندهايى كه خبرگان و فقهاى مجلس قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران تصويب كرده‌اند آمده است : « رعايت آزادى انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به كارى معين و جلوگيرى از بهره‌كشى از كار ديگرى » . « 5 » * * * پنجمين شاخه از شاخه‌هاى آزادى اقتصادى ، آزادى در مصرف معقول است كه از تعبيراتى نظير « حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً » در آيهء « وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً » « 6 » استفاده مىشود زيرا « رغداً » به معناى فراوانى و « حيث شئتم » به معناى « هر مكانى كه خواستيد » به روشنى دليلى بر نوعى رخصت و آزادى و وسعت در مصرف‌اند با توجه به اينكه اكل در « كلوا » كنايه از مطلق تصرّف است ( البته نه در حد اسراف و تبذير ) . چنان‌كه براى اولين بار وقتى كه ابوالبشر
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 385 . ( 2 ) . سفينة البحار ، ص 732 . ( 3 ) . مستدرك نهج‌البلاغه ، ج 5 ، ص 359 . ( 4 ) . وسائل الشيعه ، ج 19 ، كتاب الاجاره ، باب 2 ، ص 103 ، ح 3 . ( 5 ) . بند 4 از اصل چهل و سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران . ( 6 ) . بقره ، آيهء 58 .