دنيا و آخرتشان به آنها مراجعه كنند كه اگر آنها نباشند ، اوضاع آنان نابسامان است : فقيه آگاه و پرهيزكار ، فرمانرواى نيكوكار و مورد پذيرش و طبيب آگاه و مطمئن » . « 1 »
وجود طبيب ماهر در كنار فقيه پرهيزكار و فرمانرواى نيكوكار و مورد قبول جامعه ، نشان از اهميت وجود پزشكان متخصص و متعهد در جامعه است .
در عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله گاه براى كسانى كه جراحت سختى داشتند ، پيامبر دستور مىداد براى او طبيب حاضر سازند . از جمله نقل شده است كه شخصى در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مجروح شد ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
أدعوا له الطبيب
؛ براى او طبيب حاضر سازند » . برخىها گفتند : آيا او نياز به طبيب دارد و آيا طبيب مىتواند براى او كارى كند : «
هل يغنى عنه الطبيب ؟
» رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
نعم ! إنّ اللَّه تبارك و تعالى لم ينزل داءً إلّاأنزل معه شفاء
؛ خداوند متعال براى هر دردى درمانى فرستاده است ( كه بايد سراغ آن رفت و از آن بهره گرفت ) » . « 2 »
اين بخش از تاريخ پيامبر صلى الله عليه و آله نشان مىدهد كه در مدينه و يا اطراف آن اطبّايى بودند كه براى درمان مجروحان از آنها استفاده مىشد ؛ علاوه بر آن مىرساند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دارو و درمان بيمار را به قضا و قدر الهى و مانند آن واگذار نمىكرد ، بلكه از مسير طبيعى خود استفاده مىكرد ، كه در واقع نشانگر اهميت آن حضرت به طبّ و طبيب در آن جامعه است و در واقع قضا و قدر اين است كه مردم در اينگونه امور به دنبال عالم اسباب بروند .
از اطبّاى معروف عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله حارث بن كلده است . در تاريخ آمده است ، روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به عيادت سعد بن ابىوقاص رفت ؛ و چون بيمارى او مشكل قلبى بود به او فرمود ، سراغ حارث بن كلده برود تا وى را درمان نمايد . « 3 »
دستورات طبى كه از ناحيهء پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء معصومين عليهم السلام به مردم ارائه مىشد و توجّهى كه به سلامتى مردم در بيانات آنها آمده نيز ، همگى حاكى از برجستگى اين حقيقت در مسير رشد و توسعهء جامعه است . البته در آن زمان كه مسائل طبّى و اجتماعى ، گسترش امروز را نداشت در آن شكل محدود عمل مىشد .
5 . سطح دانش و آموزش
وجود آموزشهاى كافى و باسواد بودن مردم ، از ديگر شاخصهاى توسعه است . جامعهء بىسواد و آموزش نديده و جامعهاى كه در آن مدرسه و دانشگاه و معلّم و استاد به اندازهء كافى وجود نداشته باشد ، جامعهاى توسعه نيافته و عقبمانده است و تجربيّات جهان امروز بهترين گواه اين معناست .
اميرمؤمنان على عليه السلام جهل را ريشهء هر بدى :
« الجهل أصل كلّ شرّ » « 4 »
و معدن هر بدى مىداند :
« الجهل معدن الشرّ » « 5 »
و نادانى را دردناكترين دردها بر مىشمرد : «
الجهل أدوأُ الداء
» . « 6 » ازاينرو ، اسلام براى تعليم و آگاهى بخشى مردم اهميت ويژهاى قائل است .
تعليم با قلم ( سوادآموزى ) از صفات خدا شمرده شده : « الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ » « 7 » و از روز خلقت آدم تعليم اسما ( آگاهى بخشى نسبت به اسرار جهان هستى ) همراه او بلكه سند افتخار و برترى او بر فرشتگان بوده است : « وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا » « 8 » و از اهداف بعثت پيامبر اسلام آموزش مردم شمرده شده : « وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ » « 9 » و رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز از اهداف بعثت خود را آموختن مردم مىداند : «
وبالتّعليم أُرسلتُ
» . « 10 »
علم آموزى به اندازهاى در اسلام اهميت دارد كه طبق حديث معروف كه به عنوان شعارى اسلامى درآمده فريضهاى بر مرد و زن مسلمان به حساب مىآيد : «
طلب العلم فريضة على كلّ مسلم ومسلمة » « 11 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 235 ، ح 59 .
( 2 ) . مصنف ابن ابىشيبه ، ج 5 ، ص 421 ، ح 1 . شبيه به اين روايت در همين كتاب ، ص 422 ، ح 7 نيز آمده است .
( 3 ) . ر . ك : معجم الكبير طبرانى ، ج 6 ، ص 50 ؛ الجرح والتعديل ابن أبى حاتم رازى ، ج 3 ، ص 87 ؛ اسد الغابه ، ج 1 ، ص 322 والاصابة ، ج 1 ، ص 687 ( در المعجم الكبير ، نام او سعد بن ابى رافع ذكر شده ولى در بسيارى ديگر از كتابها نام او سعد بن ابىوقاص آمده است ) .
( 4 ) . غررالحكم ، ح 1096 .
( 5 ) . همان ، ح 1093 .
( 6 ) . همان ، ح 1095 .
( 7 ) . علق ، آيهء 4 .
( 8 ) . بقره ، آيهء 31 .
( 9 ) . جمعه ، آيهء 2 .
( 10 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 206 ؛ المجموع نووى ، ج 1 ، ص 20 .
( 11 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 177 ، ح 54 . از رسول خدا صلى الله عليه و آله اينحديث در منابع اهل سنّت بدون كلمهء مسلمه آمده است ( سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 81 ) .