الطلب
؛ ثمرهء قناعت و خوداتكايى ، دوربودن از نيازمندى به ديگران است » . « 1 »
5 . همان حضرت فرمود : «
القناعة رأس الغنى
؛ اساس و ريشهء توانمندى ( رشد و توسعه ) قناعت و خوداتكايى است » . « 2 »
7 . معنويت و اخلاق
در نگرش اسلام ، از شاخصهاى مهم توسعه ، وجود معنويت و اخلاق در جامعه است . جامعهاى كه از جهات مادى رشد يابد ولى از اخلاق و معنويت تهى باشد ، جامعهاى توسعه نايافته و عقب مانده است .
در نگاه اسلام ، توسعه فراگير ، شامل همهء ابعاد حيات انسان از مادى و معنوى است و اصولًا ساير اهداف توسعه بايد در راستاى رسيدن به هدف عالى آن كه همان رشد و كمال معنوى است ، قرار گيرد .
عناصر معنوى و اخلاقى در جامعه ، همان گسترش عبوديت خدا ، حركت به سمت رشد و تعالى ، پرورش خصلتهاى انسانى همانند نوع دوستى ، ايثار ، محبت و دورى از فساد و فحشا و اسرافگرى و سودجويى و مانند آن است .
قرآن كريم آنگاه كه داستان ملكهء سبا را بازگو مىكند و از نظم و كشوردارى او تمجيد مىنمايد ، در عين حال به علت خورشيدپرستى ، آنان را مورد انتقاد و نكوهش قرار مىدهد .
نخست مىفرمايد : « إِنِّى وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ » . « 3 » ولى در ادامه مىگويد : « وَجَدْتُهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ » . « 4 »
آنگاه سليمان عليه السلام تلاش خود را براى هدايت و راهنمايى او به سمت توحيد و خداپرستى به كار گرفت و او را از پرستش غير خداوند يگانه بازداشت : « وَصَدَّهَا مَا كَانَتْ تَّعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ » . « 5 »
در واقع حضرت سليمان كه خود بر جامعهاى بسيار توسعه يافته حكومت مىكرد صرف داشتن امكانات و توسعه و رفاه مادى را براى پيشرفت ملكهء سبا كافى ندانست و او را به خداپرستى و توحيد ترغيب و راهنمايى نمود .
اساساً قرآن كريم شرك را خمير مايهء فساد و گناه مىداند و همان را نيز سبب نابودى تمدّنها و عقبماندگى جوامع مىشمرد .
در سورهء روم آيهء 41 مىخوانيم : « ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ » فساد و خرابى زمين را به عملكرد مردم نسبت مىدهد و آن را بازتاب اعمال بد مردم مىداند .
آنگاه در آيهء بعد ( آيهء 42 ) مردم را به سير در زمين براى عبرت گرفتن از گذشتگان فرا مىخواند « قُلْ سِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُّشْرِكِينَ » .
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 9078 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 9030 .
( 3 ) . نمل ، آيهء 23 .
( 4 ) . نمل ، آيهء 24 .
( 5 ) . نمل ، آيهء 43 .