تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
همان‌گونه كه در روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله داشتن مركب راهوار « 1 » و در روايتى ديگر از امام صادق عليه السلام داشتن مركبى كه با آن بتوان نيازهاى خود را بر طرف ساخت از سعادت انسان « 2 » شمرده است . مطابق روايت امام على بن موسى الرضا عليه السلام بر مردى كه توانايى مالى دارد لازم است به زندگى خانواده‌اش وسعت بخشد : « صاحب النّعمة يجب عليه التّوسعة على عياله » . « 3 » طبيعى است كه به دست آوردن امكاناتى كه بتوان با آن به زندگى اهل و عيال وسعت بخشيد مطلوب است كه امام رضا عليه السلام آن را بر متمكّنان لازم دانسته است .

2 . امنيّت

امنيّت از نيازهاى اوّليهء همهء مردم است : « ثلاثة أشياء يحتاج النّاس طُرّاً إليها : الأمن . . . » « 4 » كه بدون آن زندگى گوارا نخواهد بود : « خمس من لم يكن فيه لم يتهنّأ العيش . . . الأمن » « 5 » از همين رو از شاخص‌هاى رشد و توسعه ، امنيّت شمرده شده است . جامعهء ناامن به طور طبيعى جامعه‌اى توسعه نيافته است كه به سبب ناامنى ، ديگر فاكتورهاى رشد و توسعه را نيز از دست مىدهد . در چنين جامعه‌اى سرمايه‌گذارى ، توليد و تجارت ، راه‌اندازى كارخانه‌هاى صنعتى و مانند آن بى رونق خواهد بود . همچنين ناامنى ، فرار سرمايه‌ها و مغزها را در پى دارد كه نتيجهء آن فقر و عقب ماندگى است . قرآن كريم از نعمت‌هايى كه بر مردم قريش مىشمارد پس از ذكر نابودى لشكريان ابرهه و سپاه فيل ، رهايى از گرسنگى و رفع ناامنى است : « الَّذِى أَطْعَمَهُمْ مِّنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِّنْ خَوْفٍ » . « 6 » وجود نعمت امنيت در كنار نعمت تغذيهء كافى ، گواه اهميت اين نعمت و شدّت ارتباط اين دو با هم است . ابراهيم خليل عليه السلام هنگامى كه براى سرزمين مكه و مردم آن دعا مىكند ، چنين مىگويد : « رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ » . « 7 » نخست نعمت امنيت را و سپس روزى فراوان مردم آنجا را از خداوند طلب مىكند ، كه در واقع نعمت امنيت مقدمه‌اى براى تكاپوهاى اقتصادى و رشد و توسعه يك جامعه است . در همين ارتباط در آيه 112 سوره نحل مىخوانيم : « « وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِّنْ كُلِّ مَكَانٍ . . . » ؛ خداوند ( براى آنان كه كفران نعمت مىكنند ) مثلى زده است : منطقهء آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود ، و همواره روزيش از هرجا مىرسيد . . . » . در تفسير نمونه مىخوانيم : « در آيات فوق ، براى اين منطقهء آباد ، خوشبخت و پربركت ، سه
هامش
( 1 ) . من سعادة المسلم ، المركب الهنىء . ( كافى ، ج 6 ، ص 536 ، ح 8 ) . ( 2 ) . من سعادة المؤمن ، دابّة يركبها فى حوائجه . ( همان ، ح 7 ) . ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 11 ، ح 5 . ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 234 ، ح 44 از امام صادق عليه السلام . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 83 ، ح 3 از امام صادق عليه السلام . ( 6 ) . قريش ، آيهء 4 . ( 7 ) . بقره ، آيهء 126 .