نوافل روز جمعه اشاره دارد . حضرت مىفرمايد :
« أللَّهم إنّي أسئلك خيرَ المعيشة ، معيشةً أقوى بها على طاعتك ، و أبلغ بها جميع حاجاتي ، و أتوصّل بها إليك في الحياة الدّنيا و في الآخرة ، من غير أن تترفني فيها فأطغى ، او تقترها علىَّ فأشقى
؛ خدايا به من بهترين معيشت را عنايت كن ؛ معيشتى كه با آن توانايى بر طاعت تو را پيدا كنم و همهء خواستههايم را با آن برآورم و به سوى تو در زندگى دنيا و آخرت متصل شوم . معيشتى كه نه در آن افراط شود تا با آن به طغيان بپردازم و نه بر اثر كمبود آن به رنج و سختى دچار گردم » . « 1 »
در دعاى مشابهى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
« أسألك اللّهم الرّفاهية في معيشتي أبداً ما أبقيتنى ، معيشةً أقوى بها على طاعتك ، و أبلغ بها رضوانك . . . و ارزقنى رزقاً حلالًا يكفيني ، و لا ترزقني رزقاً يطغيني ، و لا تبتلني به فقر أشقى به
» . « 2 »
مىدانيم مفهوم دعا اين نيست كه ما دست از تلاش و جهاد برداريم و اين امور را از خدا بخواهيم ، بلكه دعا به ما تعليم مىدهد كه خودمان حداكثر تلاش را داشته باشيم و در آنجا كه از توان ما بيرون است از خدا بطلبيم . شرط قبولى اين دعاها طبق روايات همين است .
گفتار پنجم : طرق مبارزه با فقر
در بحثهاى گذشته كه عوامل و ريشههاى فقر بر شمرده شد ، طرق مبارزه با فقر نيز كم و بيش مورد توجه قرار گرفت ؛ ولى با توجّه به اهميّت فوق العادهء موضوع لازم است به طور مستقل در اين باره بحث شود .
بىشك طرق مبارزهء با فقر بسيار متنوع و گسترده است ، همانگونه كه ريشههاى فقر چنين است ؛ ولى راههاى عمده و اساسى را مىتوان موارد زير دانست :
1 . برنامهريزى و مديريت صحيح
برنامه ريزى توأم با آينده نگرى و مديريت فعّال و حساب شده ، كه در متون اسلامى از آن به تدبير ياد مىشود ، از اساسىترين طرق براى ريشه كن كردن فقر است .
در بسيارى از جوامع به قدر كافى منابع مفيد نيروى انسانى و طبيعى ( روى زمين و زير زمينى ) وجود دارد ؛ ولى نبودن مديريت صحيح و برنامه ريزى دقيق ، آن را به جامعهء فقيرى مبدّل ساخته است . در مقابل جوامعى ديگر با در دست داشتن كمترين منابع و امكانات طبيعى ، به صورت جامعهاى پيشرو درآمدهاند ، چرا كه از منابع محدود خود ، با مديريت و برنامه ريزى صحيح حداكثر استفاده را بردهاند .
مديريت صحيح نياز به آموزش ، تجربه و استفاده از تجارب ديگران و آيندهنگرى و نداشتن
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 87 ، ص 12 .
( 2 ) . همان ، ج 94 ، ص 379 .