تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

2 . اصلاح نگرش‌ها

منظور از اين عنوان ، آن است كه بسيارى از مديران جامعه به جاى توجه به مسائل عمقى ، گرفتار سطحىنگرى ، روزمرّگى و تنگ نظرى مىشوند . در حالىكه اگر به جاى پرداختن به اين امور ، به سراغ ريشه‌هاى اصلى بروند و مشكل فقر را از آنجا حل كنند و از راه حل‌هاى سطحى و فرعى كه ممكن است موقتاً گروهى را راضى كند ، صرف نظر نمايند و با صبر و شكيبايى به جنگ مشكلات بروند ، به يقين موفق‌تر خواهند بود . على عليه السلام مىفرمايد : « يُستدّل على إدبار الدّول بأربع : تضييع الاصول ، والتّمسك بالفروع ، وتقديم الأراذل ، و تأخير الأفاضل ؛ از امورى كه سبب سقوط دولت‌ها مىشود ، چهار چيز است : ناديده گرفتن اصول و مشغول شدن به فروع ( ريشه‌ها را رها كردن و به شاخ و برگ‌ها پرداختن ) ، سپردن كارها به دست افراد پست و كنار زدن افراد با شخصيت » . « 1 » در حديث ديگرى از آن حضرت مىخوانيم : « من اشتغل به غير المهمّ ضيّع الأهمّ ؛ آن كس كه به امور بىاهميّت ( و غير اساسى ) بپردازد ، امور مهم ( و اساسى ) را تباه خواهد كرد » . « 2 »

3 . اصلاح فرهنگ عمومى

در بحث ريشه‌هاى فقر گفته شد كه سوء برداشت از مفاهيم سازنده اسلامى و تفسير نادرست آنها يكى از عوامل عقب ماندگى در برخى از جوامع اسلامى است . زهد را به معناى بيگانگى از دنيا تفسير كردن و قضا و قدر را وسيلهء تنبلى و فرار از زيربار مسئوليت‌ها دانستن و توكل بر خدا را به معناى ترك تلاش و فعاليت تفسير كردن و نكوهش دنيا را به معناى ترك مال و ثروت دانستن و مانند آن همه از امورى است كه سبب عقب ماندگى فرد و جامعه مىشود . بر كسانى كه رشتهء آموزش فرهنگ جامعه را به دست دارند ، لازم است مفاهيم صحيح اين واژه‌ها را كه سابقاً به آن اشاره شد ، براى عموم تشريح كنند و روشن سازند كه همهء اين واژه‌ها ، ما را به تلاش و كوشش براى فقرزدايى فرا مىخواند ؛ نه تن دادن به فقر .

4 . دعوت به ساده‌زيستى

بعضى از علماى اقتصاد ، معتقدند منابع حيات روى زمين آن‌قدر زياد نيست كه اگر به طور صحيح در ميان همهء انسان‌ها تقسيم شود بتوان زندگانى مرفهى همانند مرفهين غربى فراهم ساخت . مفهوم اين سخن آن است كه روى آوردن به چنين زندگى مرفهى ، به يقين سبب محروميت گروهى خواهد شد . بنابراين ، ساده زيستى و پرهيز از تجمل پرستى سبب مىشود كه تمام افراد جامعه ، از زندگانى آبرومندانه و ساده‌اى برخوردار باشند و زهد اسلامى كه در آيات و روايات توصيه شده چيزى جز اين نيست .
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 936 ، مادهء « دولة » . ( 2 ) . غررالحكم ، ح 10944 .