على عليه السلام پس از آنكه مىفرمايد : خداوند در اموال اغنيا نيازهاى نيازمندان را پيشبينى فرموده ، مىافزايد : «
فما جاع فقير إلّابما مُتّع به غنيّ
؛ هيچكس در جامعهاى فقير نمىشود مگر به سبب زندگى مرفه شخص ثروتمندى » . « 1 »
5 . آميختن اخلاق و اقتصاد
اقتصاد در دنياى امروز مطلقاً از مسائل اخلاقى ، بيگانه است و تنها بر محور درآمد بيشتر از طريق زحمت كمتر دور مىزند ، هر چند گاهى دولتها بعضى از قوانين را كه شايد جنبهء اخلاقى نيز داشته باشد ، براى حفظ نظم اجتماعى كشور خود قرار مىدهند ؛ ولى مسئلهء مبارزه با فقر جز در مواردى كه منتهى به انفجار اجتماعى مىشود ، براى آنها اهميتى ندارد ؛ امّا در اسلام مسائل اخلاقى با مسائل اقتصادى مانند تار و پود به هم آميخته است و يكى از عوامل مبارزه با فقر نيز همين مسئله است . همهء فعاليتهاى اقتصادى كه به زيان جامعه يا گروهى از مردم تمام مىشود ، از نظر اسلام ممنوع است ؛ احتكار و انبار كردن مواد مورد نياز مردم براى درآمد بيشتر ، تحريم و در مورد سود كالا توصيه شده است كه به حداقل آن - كه زندگى فروشنده را تأمين مىكند - قناعت شود ؛ ايجاد بازار سياه در اسلام ممنوع است .
در آيات و روايات فراوانى به مواسات با افراد نيازمند و گاه ايثار توصيه و در موارد زيادى به انفاق آبرومندانه به آنها دستور داده شده ، كه همهء اين امور تأثير به سزايى در مبارزه با فقر دارد . مبارزه با اسراف ، تبذير و كنز به معناى ثروتاندوزى و خارج كردن سرمايهها از گردش اقتصادى ، از عوامل مؤثر ديگر است . كه هيچكدام از آنها در اقتصاد مادى دنياى امروز جايگاهى ندارد .
آيات و روايات فراوانى در مورد مسائل فوق در منابع اسلامى ديده مىشود كه در بحث « حاكميت اخلاق بر نظام اقتصادى اسلام » در همين كتاب مىآيد .
6 . عزم ملى و ارادهء عمومى
مبارزه با فقر چيزى نيست كه تنها ، از طريق حكومت يا به وسيلهء وضع قوانين به ثمر برسد ، هر چند نقش حكومت و قوانين بازدارنده را نمىتوان انكار كرد . آنچه بيش از همه در اين امر تأثيرگذار است ارادهء عمومى جامعه است كه همه تصميم بگيرند با عوامل فقر مبارزه كنند ، زيرا بدون اين مبارزه ، امنيت و آرامش و محبت و دوستى بر جامعه حكمفرما نمىشود .
قرآن مجيد مىگويد : « « إِنَّ اللَّهَ لَايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ » ؛ خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمىدهد مگر اينكه آنها خود را تغيير دهند » . « 2 »
جالب اينكه قرآن در آيهء ديگر مىگويد : اين اصل تنها مربوط به انسانهاى امروز نيست ، بلكه در گذشته نيز همواره چنين بوده است . تا تغييرات از
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، قصار 328 .
( 2 ) . رعد ، آيهء 11 .