رقّتبارى گرفتار مىشوند ؛ به گونهاى كه گاه زندگى آنها نوعى مرگ تدريجى است .
اين درحالى است كه قرآن مجيد مىگويد : « وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَعْلَمُونَ » . اين سخن را قرآن در جواب منافقانى كه به ثروت خود تكيه مىكردند و خود را عزيز و مسلمانان را فقير و ذليل مىپنداشتند ، بيان كرد . عدهاى پس از پايان غزوهء بنى المصطلق گفتند : « لَئِنْ رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ » ؛ هرگاه به مدينه بازگرديم ، ما عزيزان ثروتمند ، مسلمانان فقير ذليل را از مدينه بيرون خواهيم راند » . « 1 » همانطور كه مىدانيم اين خيال باطل هرگز به وقوع نپيوست ، بلكه منافقان گرفتار خوارى ، ذلت و انزواى اجتماعى شدند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «
كثرة الحوائج إلى النّاس مذلّة وهو الفقر الحاضر
؛ فراوانى نياز به سوى مردم ( وابستگى به ديگران ) ذلّت و فقر آماده و نقد است » . « 2 »
اميرمؤمنان على عليه السلام در جملهاى كوتاه و بسيار پرمعنا مىفرمايد : «
إحتج إلى من شئت تكن أسيره
؛ به هر كس كه مىخواهى نيازمند شو ، كه اسير او خواهى شد » . « 3 »
جمعبندى :
نتيجهء بحث آنكه فقر در فرهنگ ، دين ، اخلاق و شخصيت انسان آثار سوء فراوانى مىگذارد ، از اين رو بايد از فقر اجتناب كرد و جامعهء اسلامى را از افتادن در ورطهء آن بازداشت .
بسيار روشن است كه اگر فقر در مقياس يك كشور و يك جامعه باشد آثار منفى آن ، بيشتر و وحشتناكتر است . جامعهء فقير افزون بر آلوده شدن به انواع گناهان و مفاسد اخلاقى ، ناچار است به ديگران وابسته باشد . نتيجهء اين وابستگى اقتصادى ، وابستگى سياسى و فرهنگى است و به بيان ديگر عملًا مستعمرهء سياسى و فرهنگى كشورى مىشود كه به آن وابسته شده و تدريجاً هويّت خود را از دست مىدهد .
ديندارى به معناى واقعى در چنين جامعهاى بسيار مشكل است و عزّت و آبرو و شخصيت و استقلال در آن تدريجاً محو مىشود .
هدف از تأكيد بر مفاسد فقر اين است كه مبادا بعضى از افراد به ظاهر بعضى از روايات در مدح فقر ، بسنده كنند و جامعهء اسلامى را به سوى آن بكشانند كه اين خطر بزرگى است و اميدواريم كشورهاى اسلامى در عصر و زمان ما از آن مصون بمانند .
مخصوصاً بايد مراقب دامهاى دشمن در اين زمينه بود ؛ دشمن با انواع حيلهها سعى مىكند جوامع اسلامى را به وابستگى و فقر بكشاند و از طريق تشويق به مصرفگرايى و روى آوردن به زندگى تجملى و عقب نگه داشتن از علم و دانش و ايجاد مرض خود كمبينى ، نقشهء شوم خود را پياده كند .
اين بحث را با دعايى از امام زينالعابدين عليه السلام ادامه مىدهيم كه به اين حقيقت در خلال دعاى
هامش
( 1 ) . منافقون ، آيهء 8 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 66 ، ح 4 .
( 3 ) . همان ، ج 71 ، ص 411 ، ح 21 .