تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
در منابع اسلامى براى فقر آثار مخرب مادى و اقتصادى يا معنوى و فرهنگى زيادى ذكر شده است . پيامدها و آثار فقر در جامعه ، چيزى نيست كه از نظرها دور و پنهان باشد ، بلكه فقر در ميان مُعضلات اجتماعى ، اثر خود را از همه چيز زودتر نشان مىدهد و آثار آن براى همگان محسوس است ، لذا در روايتى وارد شده كه لقمان به فرزندش مىگويد : اى پسرم ! من همهء مرارت‌ها را تجربه كردم ولى تلخ‌تر از فقر چيزى نيافتم : « إعلم أى بُنىّ إنّى قد ذقت الصبر وانواع المرّ فلم أر أمرّ من الفقر » . « 1 » نظر برخى از لغويان نيز مطلب فوق را تأييد مىكند ؛ راغب مىگويد : لغت فقر در اصل براى كسى به كار رفته كه پُشت و ستون فقراتش شكسته باشد : « أصل الفقير هو المكسور الفقار يقال فَقَرَتْهُ فاقرةٌ اى داهيةٌ تكسر الفقار ؛ فاقره‌اى ستون فقرات او را درهم شكست ، يعنى حادثهء عظيم كمرشكنى براى او رخ داد » . « 2 » منشأ آن تبعات و مشكلاتى است كه فقر براى فرد و جامعه موجب مىشود . روايتى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز اين نكته را تأييد مىكند . حضرت مىفرمايد : « أربعة من قواصم الظّهر . . . فقرٌ لا يجد صاحبه مداوياً ؛ چهارچيز پشت انسان را مىشكند ، يكى از آنها فقرى است كه انسان درمانى براى آن نمىيابد » . « 3 » تأثير فقر در عقايد ، سليقه‌ها ، عملكرد انسان ، به قدرى است كه حتى اگر يك نفر در بخشى از عمر خود فقير و در بخش ديگر از فقر خارج شده و غنى شود ، غالباً چنين شخصى در اين دو مرحلهء زندگى خود ، داراى دو شخصيت متفاوت از نظر عقيدتى ، حقوقى واخلاقى خواهد شد . در روايت وارد شده كه برخى از امور مقدار كم آن نيز زياد است ؛ مانند آتش ، عداوت ، بيمارى و فقر . « 4 » با ذكر اين مقدمه به برخى از آثار منفى فقر مىپردازيم .

1 . فقر و ضعف مبانى اخلاق

؛ نه تنها تحليل‌هاى منطقى ، آيات و روايات نيز نشان مىدهد كه فقر آثارى منفى در تقيّد انسان به مبانى دينى و اخلاقى دارد ، زيرا از سويى بخش مهمى از واجبات و مستحبّات نياز به منابع مالى دارد ؛ مانند حج ، عمره ، انجام دادن كارهاى خير ، فراهم كردن مقدمات ازدواج براى فرزندان و . . . . بديهى است افراد تهيدست از انجام اين‌گونه كارهاى خير محرومند ، لذا در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه آن حضرت از اموال زكات در اختيار نيازمندان مىگذاشت ، تا ازدواج كنند و به مكه روند و صدقه بدهند . « 5 » از سوى ديگر ، افراد تهيدست ، دائماً درگير تهيّهء نيازمنديهاى زندگى هستند و كمتر مىتوانند در مراكزى كه احكام و معارف دينى در آنجا تعليم داده مىشود ، شركت كنند .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 53 . ( 2 ) . مفردات راغب ، ريشهء « فقر » . ( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ص 513 ؛ بحارالانوار ، ج 69 ، ص 39 ، ح 35 . ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 205 . ( 5 ) . دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 260 .
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى ) — صفحة 193 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي