در منابع اسلامى براى فقر آثار مخرب مادى و اقتصادى يا معنوى و فرهنگى زيادى ذكر شده است . پيامدها و آثار فقر در جامعه ، چيزى نيست كه از نظرها دور و پنهان باشد ، بلكه فقر در ميان مُعضلات اجتماعى ، اثر خود را از همه چيز زودتر نشان مىدهد و آثار آن براى همگان محسوس است ، لذا در روايتى وارد شده كه لقمان به فرزندش مىگويد : اى پسرم ! من همهء مرارتها را تجربه كردم ولى تلختر از فقر چيزى نيافتم : «
إعلم أى بُنىّ إنّى قد ذقت الصبر وانواع المرّ فلم أر أمرّ من الفقر
» . « 1 »
نظر برخى از لغويان نيز مطلب فوق را تأييد مىكند ؛ راغب مىگويد : لغت فقر در اصل براى كسى به كار رفته كه پُشت و ستون فقراتش شكسته باشد :
« أصل الفقير هو المكسور الفقار يقال فَقَرَتْهُ فاقرةٌ اى داهيةٌ تكسر الفقار
؛ فاقرهاى ستون فقرات او را درهم شكست ، يعنى حادثهء عظيم كمرشكنى براى او رخ داد » . « 2 » منشأ آن تبعات و مشكلاتى است كه فقر براى فرد و جامعه موجب مىشود .
روايتى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نيز اين نكته را تأييد مىكند . حضرت مىفرمايد : «
أربعة من قواصم الظّهر . . . فقرٌ لا يجد صاحبه مداوياً
؛ چهارچيز پشت انسان را مىشكند ، يكى از آنها فقرى است كه انسان درمانى براى آن نمىيابد » . « 3 »
تأثير فقر در عقايد ، سليقهها ، عملكرد انسان ، به قدرى است كه حتى اگر يك نفر در بخشى از عمر خود فقير و در بخش ديگر از فقر خارج شده و غنى شود ، غالباً چنين شخصى در اين دو مرحلهء زندگى خود ، داراى دو شخصيت متفاوت از نظر عقيدتى ، حقوقى واخلاقى خواهد شد .
در روايت وارد شده كه برخى از امور مقدار كم آن نيز زياد است ؛ مانند آتش ، عداوت ، بيمارى و فقر . « 4 »
با ذكر اين مقدمه به برخى از آثار منفى فقر مىپردازيم .
1 . فقر و ضعف مبانى اخلاق
؛ نه تنها تحليلهاى منطقى ، آيات و روايات نيز نشان مىدهد كه فقر آثارى منفى در تقيّد انسان به مبانى دينى و اخلاقى دارد ، زيرا از سويى بخش مهمى از واجبات و مستحبّات نياز به منابع مالى دارد ؛ مانند حج ، عمره ، انجام دادن كارهاى خير ، فراهم كردن مقدمات ازدواج براى فرزندان و . . . . بديهى است افراد تهيدست از انجام اينگونه كارهاى خير محرومند ، لذا در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه آن حضرت از اموال زكات در اختيار نيازمندان مىگذاشت ، تا ازدواج كنند و به مكه روند و صدقه بدهند . « 5 »
از سوى ديگر ، افراد تهيدست ، دائماً درگير تهيّهء نيازمنديهاى زندگى هستند و كمتر مىتوانند در مراكزى كه احكام و معارف دينى در آنجا تعليم داده مىشود ، شركت كنند .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 53 .
( 2 ) . مفردات راغب ، ريشهء « فقر » .
( 3 ) . مكارم الاخلاق ، ص 513 ؛ بحارالانوار ، ج 69 ، ص 39 ، ح 35 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 205 .
( 5 ) . دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 260 .