هجرت از مكه به سوى مدينه شدند و هرگز نتوانستند امكانات خويش را از مكه به مدينه منتقل كنند و طبعاً در آنجا گرفتار فقر شديدى شدند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در چنين وضعيتى آنها را دلدارى مىداد و اين فقر را مايهء افتخار و شعار صالحان مىدانست .
همچنين در دورانهاى بعد ، جمع كثيرى از ياران اهلبيت عليهم السلام به مضمون مَثَل معروف «
ألبلاء للولاء
» گرفتار چنين فقر تحميلى مىشدند و اين امر تا عصر و زمان ما در پارهاى از نقاط ادامه دارد ، حديث شريف «
من أحبّنا أهلالبيت فَلْيُعِدَّ للفقر جِلْباباً
؛ هر كس ما اهل بيت را دوست بدارد ، بايد لباس فقر را براى خويش آماده كند » « 1 » نيز اشاره به همين مطلب در دورانهاى تاريك بنىاميّه و بنىعبّاس دارد .
مسلمانى كه با مراعات دقيق مسائل حلال و حرام - در جامعهاى كه فساد و حرام خوارى در آن شيوع پيدا كند - دچار تنگدستى و كمبود مالى شود ، فقر او نيز از اقسام فقر تحميلى به شمار مىآيد . طبعاً اين نوع از فقر نيز نه تنها عيب نيست ، بلكه مايهء افتخار است ؛ ولى بايد كوشش كرد اين فقر در اوّلين فرصت زدوده شود .
4 . زندگى فقيرانهء زمامداران
براى همگامى با قشرهاى ضعيف جامعه
از انواع فقر ممدوح آن است كه زمامداران اسلامى براى همدردى و همگامى با قشرهاى نيازمند جامعه ، كمتر از مواهب طبيعى بهره گيرند و زندگى زاهدانهاى را برگزينند .
گفته شده كه حضرت يوسف عليه السلام در سالهاى قحطى به خود گرسنگى مىداد . به او گفتند : «
أتجوع و أنت على خزائن مصر
؛ با آنكه بيت المال مصر در اختيار توست ، به خود گرسنگى مىدهى ؟ » . پاسخ داد : «
أخاف أن أشبع فأنسى الجياع
؛ مىترسم اگر سير باشم ، گرسنگان را فراموش كنم » . « 2 »
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز در عبارت معروف خود فرمود : «
إنّ اللَّه فرض على ائمّة العدل أن يقدّروا أنفسهم بضعفة الناس كيلا يتبيّغ بالفقير فقرُه
؛ به يقين خداوند بر پيشوايان عادل واجب فرموده كه خود را با مردم تهيدست برابر قرار دهند ، تا تهيدستى بر نيازمندان سنگينى نكند و آنان را از پاى در نياورد » . « 3 »
* * * نقطهء مقابل فقر به معناى معروف آن ، غنا به معناى برخوردارى از امكانات لازم براى زندگى ، توأم با رعايت اصول و آلوده نشدن به زندگى اشرافى و انواع گناهان است كه دامن بسيارى از ثروتمندان را مىگيرد .
غنا به اين معنا پسنديده و مورد ستايش اسلام است و رواياتى كه در مذمت فقر و ستايش از مال و مانند آن آمده ، ناظر به اين مورد است . به ويژه هنگامى كه در مقياس جامعه و كشور اسلامى در نظر گرفته شود ، مفهوم عالىتر و روشنترى پيدا مىكند و روايات عصر حضرت مهدى - كه بيان شد - ناظر به اين مسئله است .
در سفارش اميرمؤمنان به مالك اشتر نيز به جمع آورى ماليات و عمارت و آبادانى شهرها سفارش شده است : «
جباية خراجها . . . و عمارة بلادها
» . « 4 »
در همين عهد نامه خطاب به مالك اشتر آمده است : «
وَلْيَكُنْ نظرك في عمارة الأرض أبلغ من نظرك في استجلاب الخراج ، لأنّ ذلك لايُدرك إلّابالعمارة
؛ بايد انديشهات در آبادسازى زمين از تدبيرت در جمعآورى ماليات بيشتر باشد ، زيرا ماليات جز با آبادكردن زمين به دست نمىآيد » . « 5 »
در واقع غناى جامعه اسلامى سبب سربلندى و عزّت در برابر غيرمسلمانان است و از سلطهء فرهنگى و سياسى آنان بر بلاد اسلامى جلوگيرى مىكند . به يقين چنين غنا و توانگرى و ثروتى پسنديده و مورد تأكيد اسلام است و حتّى سبب جلب توجه غيرمسلمانان به جامعهء اسلامى و موجب آشنايى با اسلام و در نتيجه پيشرفت مكتب خواهد شد .
گفتار چهارم : پيامدها و آثار ويرانگر فقر در جامعهء انسانى
در بحثهاى گذشته به موضوع پيامدهاى فقر اشاراتى شد ؛ ولى لازم است جداگانه و مشروحتر به آن بپردازيم .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 58 ، ص 135 .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ، ج 11 ، ص 237 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 209 .
( 4 ) . همان ، نامهء 53 .
( 5 ) . همان .