نيازمندى به حضرت حق و بندگى و عبوديت در برابر او بالاترين افتخار است ، كه انسان دست نياز به سوى ديگران دراز نكند و نيازش را به محضر خداوند عرضه بدارد و هميشه و در همه حال خود را فقير و نيازمند او بشمارد .
2 . فقر به معناى سادهزيستى
بخشى از روايات كه از فقر ستايش مىكند ، مربوط به سادهزيستى و زندگى بدون تجملات است كه از آن به زهد نيز تعبير مىشود . اين معنا در برابر ثروتى است كه موجب غرور و مستى و غفلت مىشود و در برخى روايات از آن به « سُكرالمال » تعبير شده و در كنار مستى شراب و قدرت آمده است . « 1 »
3 . فقر تحميلى به علّت ايستادگى در راه حق
قسمتى از روايات مدح فقر ، اشاره به فقر تحميلى از سوى دشمنان دارد كه بر اثر انجام وظيفه و ايستادگى بر اصول دينى دامنگير انسان مىشود .
مثلًا در آغاز اسلام ، پيامبر گرامى و مسلمانان به موجب ايستادگى در مسير حق و پافشارى بر توحيد ، در شِعْب ابىطالب در محاصره اقتصادى دشمن قرار گرفتند و همچنين پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه گروه عظيمى از مسلمانان مجبور به
هامش
( 1 ) . قال على عليه السلام : « السُّكر أربع سكرات : سكرالشراب ، وسكرالمال ، و سكرالنوم و سكرالملك » . ( بحارالانوار ، ج 73 ، ص 142 )