و موجب شيوع فقر در ميان مردم مىشود ، زيرا با وجود چنين منطقى ، نشاط و تحرك در آنان مىميرد ، استعدادها شكوفايى خود را از دست مىدهند ، دنيا تنبل خانهاى مىشود كه همگان چشم به بالا دوخته ، دهانها را گشودهاند تا از آنجا لقمهاى براى آنان برسد !
واضح است چنين برداشتى از توكل صحيح نيست و با روح اسلام ، بلكه با عقل سليم مخالف است . اسلام به طور گسترده به كار و تلاش امر كرده و كار را در رديف جهاد فى سبيل اللَّه قرار داده است و مىفرمايد : «
الكادّ على عياله كالمجاهد فى سبيل اللَّه
» . « 1 » عقل و شرع دفاع از عِرض و جان و مال و دين را واجب كردهاند . قرآن در مقام جهاد مىفرمايد :
« وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِّبَاطِ الْخَيْلِ » « 2 » آنچه در توان داريد براى جهاد و دفاع آماده كنيد .
در روايت معروفى كه دربارهء ملاقات گروهى از صوفيه با امام صادق عليه السلام آمده ، حضرت در ضمن گفتار خود ، حديثى را از نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : « چند گروهند كه دعايشان مستجاب نمىشود : . . . مردى كه در خانه بنشيند و براى امرار معاش خارج نشود و دست به دعا بلند كرده بگويد : خدايا به من روزى عنايت كن ! خداوند به او خطاب مىكند : بندهء من آيا راه براى كسب روزى بر تو نگشودم ؟ آيا جوارح و اعضاى بدن سالم براى حركت در زمين به تو ندادم ؟ من راه عذر را بر تو بستم تا سر بار خويشاوندانت نباشى » . « 3 »
با توجه به مطالب فوق روشن مىشود كه چنين برداشتى از توكل ناصحيح است و با فرهنگ اسلام سازگار نيست . اين برداشت غلط ، گويا در زمان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در ميان ناآگاهان نيز وجود داشته است . باديه نشينى در مسجد مدينه خدمت پيامبر رسيد در حالى كه شتر خود را بيرون مسجد رها كرده بود پيغمبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «
أعقلتَ ناقتك
؟ آيا شترت را عقال كردهاى ؟ » عرض كرد : « نه ، به خدا توكل كردهام » و حفظ آن را به خدا واگذاشتهام . حضرت در جواب فرمود : «
إعقلها و توكّل على اللَّه
؛ شتر را ببند و در عين حال بر خدا توكل كن » . « 4 »
مفهوم صحيح توكل در فرهنگ اسلام اين است كه انسان تا آنجا كه در توان دارد ، كوشش و محكمكارى كند و آنجا كه از توان او بيرون است بر خداوند و لطف او تكيه كند و هرگز يأس و نوميدى به خود راه ندهد .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از جبرئيل معناى توكل بر خدا را سؤال كرد ، جبرئيل پاسخ داد : «
العلم بأنّ المخلوق لايضرّ و لا ينفع ، و لا يُعطى و لا يمنع ، و استعمال اليأس من الخلق ، فاذا كان العبد كذلك لم يعمل لأحدٍ سوى اللَّه ، و لم يَرجُ و لم يَخَف سوى اللَّه ، و لم يَطْمع في أحد سوى اللَّه ، فهذا هو التوكّل
؛ بداند ضرر و نفع و عطا و منع به دست مردم نيست و به آنچه در دست مردم است ، دل
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 88 ، ح 1 . شبيه اين مضمون در كنز العمال ( ج 4 ، ص 5 ، ح 9203 و ص 6 ، ح 9205 ) آمده است .
( 2 ) . انفال ، آيهء 60 .
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 67 .
( 4 ) . ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 121 ؛ ر . ك : مبسوط سرخسى ، ج 30 ، ص 249 .