دلخواه خلفا تفسير مىكردند و آنچه مىخواستند بر سر اسلام و مسلمانان مىآوردند .
كفّار و بيگانگان از اسلام نيز ، براى تضعيف مسلمانان و بهرهكشى از آنان از اين روش استفادهء فراوان بردهاند .
خداوند در قرآن مىفرمايد : اى مسلمانان آيا شما طمع بستهايد كه اينها ايمان بياورند : « أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ » در حالى كه گروهى از آنان كلام خدا را شنيدند ، ولى آن را تحريف كردند . تحريف آنان چنين نبود كه ناآگاهانه بد معنا كنند ؛ بلكه آگاهانه تحريف مىكردند : « ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ » « 1 » آنها خوب مىفهميدند ولى براى گمراه كردن ديگران آن را از مسير اصلى خارج مىكردند : « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَّوَاضِعِهِ » . « 2 »
تحريف مفاهيم دينى در طول تاريخ از ناحيهء خود مسلمانان نيز ، وجود داشته و دامنهء آن به اشعار و مواعظ و نصايح نيز كشيده شده است . در صدر اسلام ، عثمان بن مظعون كه مسلمانى معتقد و بىغرض بود ، فكر مىكرد رفتار راهبانه در اسلام پذيرفته است ، لذا كسب و كار خود را تعطيل كرد و لباسى همچون راهبان پوشيد و در گوشهاى مشغول عبادت شد ؛ ولى با راهنمايى پيامبر صلى الله عليه و آله به اشتباهش پى برد . « 3 » اينگونه تحريفها با انگيزههاى متفاوتى تاكنون نيز ادامه دارد .
در روزگار ما روشنفكران دينى نيز با تأثير از مكاتب مادى و غربى ، در دين تأويلها و تفسيرهاى دلخواه خود را وارد مىكنند . البته دشمنان نيز بيكار نيستند و براى محو مذهب غالباً از تحريف استفاده مىكنند .
تحريف مفاهيم اسلامى :
پس از اين مقدمه اكنون بخشى از مفاهيم مقدس دينى كه از گزند تحريف مصون نمانده و تأثير عميقى در شيوع فقر در جوامع دينى گذاشته است ، مورد بحث قرار مىگيرد :
الف . قضا و قدر ( جبر و اختيار ) :
از قديمىترين مسائل كلامى و غامضترين آنها ، بحث قضا و قدر است در اين مسئله ، دو نظريهء افراطى و تفريطى وجود دارد كه هر يك بر اساس استنباط از ظواهر برخى از آيات و روايات ، پديد آمده و هر دو نظر خطاست . نظر اول مربوط به « قدريّه » يا « مفوّضه » است كه طرفدار آزادى و اختيار مطلق بشر هستند .
فرقهء معتزله كه طرفدار اين مكتبند مىگويند ، سرنوشت انسان به دست خودش سپرده شده و خداوند هيچگونه دخالتى در سرنوشت او ندارد :
« فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » « 4 » آنها از اينگونه آيات استفادهء تفويض مطلق مىكنند .
نظريهء دوم مربوط به « جبريون » است . آنان مىگويند : همهء حوادث جهان ، فقط با مشيّت خداوند رخ مىدهد . و اين حوادث پيشاپيش در كتابى ثبت
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 75 .
( 2 ) . نساء ، آيهء 46 .
( 3 ) . ر . ك : كافى ، ج 5 ، ص 494 ، ح 1 ؛ مسند احمد ، ج 6 ، ص 226 .
( 4 ) . عنكبوت ، آيهء 40 .